فاصله گذاری کندوها؛ راهکار کاهش بیماری زنبور عسل
زنبورداران به خوبی میدانند که کنه واروآ بزرگترین تهدید زیستی برای زنبورهای عسل است. منابع معتبر علمی توصیه میکنند برای مقابله با این کنه از مدیریت تلفیقی آفات استفاده شود. این روش شامل بهکارگیری اقدامات گوناگون برای کاهش جمعیت واروآ است که به کاهش آسیبهای ناشی از پارازیتها و ویروسها، کاهش دفعات رسیدن به آستانههای بحرانی و کاهش نیاز به درمانهای شیمیایی منجر میشود.
یکی از اقدامات غیرشیمیایی مؤثر در این روش، افزایش فاصله بین کلنیها و متمایز کردن کندوهاست که به کاهش واروآ و انتقال ویروسها کمک میکند.
فاصله زیاد و چگالی پایین
هنگامی که کلنیهای زنبور عسل بچهدهی میکنند و مکان جدیدی برای استقرار انتخاب میکنند، خود را با فاصله زیاد و چگالی پایین سازماندهی میکنند. دستکم هشت مطالعه علمی معتبر در کشورهای مختلف، مناطق روستایی و طبیعی را بررسی کردهاند تا فاصله و چگالی کلنیهای غیرمدیریتی را اندازهگیری کنند. نتایج این مطالعات نشان میدهد که چگالی کلنیها بسیار پایین است،
به طوری که به طور متوسط سه کلنی در هر ۲.6 کیلومتر مربع یا تقریباً یک کلنی در هر ۱۰۰ هکتار وجود دارد. کلنیها همچنین با فاصلهای حدود ۷50 متر از یکدیگر قرار میگیرند. پژوهشگران بر این باورند که کلنیها با حفظ چگالی پایین و پراکندگی، بقای خود را از طریق کاهش رانش، کاهش انتقال افقی پاتوژنها، کاهش سرقت منابع و کاهش رقابت برای غذا بهینه میکنند.
رانش زمانی رخ میدهد که یک زنبور کارگر یا نر به اشتباه وارد کلنیای شود که به آن تعلق ندارد. این پدیده احتمال انتقال افقی پاتوژنها را افزایش میدهد. در کلنیهای زنبور عسل، که مانند یک سوپرارگانیسم عمل میکنند، انتقال افقی به معنای جابهجایی پاتوژن از یک کلنی به کلنی دیگر است. این نوع انتقال به پاتوژن اجازه میدهد حتی اگر کلنی اولیه را نابود کند، با انتقال به کلنی جدید زنده بماند. ترکیبی از رانش و سرقت منابع، گسترش واروآ را از کلنیهای در حال فروپاشی به کلنیهای سالم آسان میکند. مطالعات نشان میدهند این فرآیند تنها واروآ را تقویت میکند و زنبورها از آن سودی نمیبرند.
تحقیقات درباره میانگین مسافتی که زنبورهای کارگر برای جمعآوری شهد و گرده طی میکنند متفاوت است، اما فاصله پذیرفته شده حدود ۳200 متر از کندوست. کلنیهایی با چگالی کمتر به منابع غذایی بیشتری دسترسی دارند. در مقابل، تراکم بیش از حد کلنیها رقابت برای منابع محدود را افزایش میدهد، که باعث کاهش دسترسی به شهد و گرده، کاهش کارایی جمعآوری غذا و در نهایت کاهش بقای کلنی میشود.
شاید غلاقمند باشید مقاله ” نقش کارگزار یا دلال زنبور عسل چیست؟ ” را ملاحظه کنید 🌷

طراحی سنتی زنبورستانها
بسیاری از زنبورداران آموزش دیدهاند که کندوها را با فاصله چند متری روی پایههای کندو قرار دهند. کندوها معمولاً سفید رنگآمیزی شده و ورودیهایشان در یک جهت قرار میگیرند. برخی زنبورداران همچنین چگالی بالایی از کلنیها، بین ۲۵ تا ۱۰۰ کلنی، را در یک زنبورستان متراکم نگهداری میکنند. این روش برای زنبورداران عملی و راحت است.
یک مطالعه نشان داد که این چیدمان سنتی تا ۴۰ درصد از زنبورهای کارگر را به رانش به کلنیهای دیگر سوق میدهد. این امر انتقال پاتوژنهای واگیردار مانند لوک اروپایی و لوک آمریکایی، لارو گچی، نوزما سرانا، واروآ و ویروسها را آسانتر میکند.
روشهایی برای افزایش سلامت و بهره وری زنبورها
برای زنبورداران غیرحرفهای، قرار دادن کندوها با فاصله بیشتر، رنگآمیزی آنها با رنگهای متفاوت و تنظیم ورودیها در جهتهای مختلف میتواند مفید باشد. زنبورها از بینایی قوی برای تشخیص شکلها و رنگها برخوردارند. متمایز کردن کندوها رانش زنبورهای کارگر و نر و همچنین از دست رفتن ملکه را کاهش میدهد. زنبورها با استفاده از نشانههای بصری جهتیابی میکنند و ورودیهای رو به جهتهای مختلف به آنها کمک میکند تا کلنی خود را با دقت بیشتری پیدا کنند.
یک مطالعه که این روشها را ترکیب کرد، بهبود چشمگیری در سلامت کلنیها نشان داد: کاهش سه برابری رانش زنبورهای کارگر، کاهش سطح واروآ در لاروها، افزایش تولید عسل و کاهش مرگومیر در زمستان به ثبت رسید. مطالعه دیگری که چیدمان سنتی و پراکنده را مقایسه کرد، نشان داد که چیدمان پراکنده مزایای قابل توجهی دارد: کاهش ۳۵ درصدی رانش زنبورهای نر، کاهش آلودگی به واروآ و افزایش چشمگیر بقای کلنیها. پژوهشها نشان میدهند که حتی قرار دادن کندوها با فاصله ۳۰ متر در گوشههای مقابل یک حیاط حومهای میتواند رانش و بار واروآ را کاهش دهد.
تجربه شخصی من
نخستین معیار من در انتخاب مکان برای کلنیهایم، فاصلهای است که میتوانم بین آنها ایجاد کنم. من ۲۰ تا ۲۵ کلنی را در چهار مکان نگهداری میکنم و در هر مکان بیش از ۱۱ کلنی قرار نمیدهم. در مناطق حومهای، کلنیها را با فاصله ۳۰ متر در گوشههای مقابل حیاط صاحبخانه قرار میدهم. همچنین، کندوها را با رنگهای متنوع رنگآمیزی میکنم تا زنبورها بتوانند آنها را از هم تشخیص دهند.
مزایای این روش را هنگام مشارکت در نظرسنجی ملی زنبور عسل USDA APHIS مشاهده کردم. دکتر تامی هورن پاتر، زنبورشناس ایالت کنتاکی، از کلنیهای من نمونههایی برای بررسی پاتوژنها گرفت. یکی از کلنیهایم با ویروس فلج مزمن زنبور درگیر بود (شکل ۶). دکتر پاتر اظهار داشت که فاصله بین کلنیهایم احتمالاً عاملی کلیدی در محدود ماندن این ویروس به همان یک کلنی بوده است، زیرا هیچ کلنی دیگری علائم بالینی این ویروس را نشان نداد.
فاصله ۳۰ متر اهمیت دارد
دکتر توماس سیلی در کتاب «زندگی زنبورها» مینویسد: «قرار دادن کلنیها با فاصله ۳۰ تا ۵۰ متر به طور قابل توجهی احتمال رانش زنبورهای نر و احتمالاً کارگر را بین کلنیها و در نتیجه گسترش بیماریها را کاهش میدهد». افزایش فاصله بین کندوها آسیبهای ناشی از واروآ، ویروسها و دیگر پاتوژنهای واگیردار را کاهش میدهد و سلامت و بهرهوری زنبورها را بهبود میبخشد.
از همراهی شما سپاسگزاریم و امیدواریم مطالعه این مقاله برایتان سودمند بوده باشد. اگر در خصوص این مقاله تجربه یا نظر خاصی دارید لطفا جهت بهره برداری دیگران آنرا در قسمت دیدگاه ها به اشتراک بگذارید.
به مقالات ما امتیاز بدهید! با دادن ستاره، نظرتان را ثبت کنید و به دیگر بازدید کنندگان کمک کنید تا بهترین مقالات را سریعتر پیدا کنند.
برای دیدن مقاله اصلی اینجا کلیک کنید
ترجمه این مقاله توسط مرکز تخصصی زنبورداری و پرورش ملکه ارجان صورت گرفته است.

دسترسی سریع به آخرین مقالات مرتبط :












