
بررسی علمی تأثیر جهت ورودی کندو بر فعالیت زنبور عسل
بهمنظور بررسی تأثیر جهتگیری ورودی کندو بر فعالیت و دمای کلنی زنبورعسل، کندوهایی در جهات اصلی مختلف (بین ۳ تا ۵ کندو برای هر جهت) قرار داده شدند. وزن کندوها هر ۵ دقیقه یکبار و دمای آنها هر ۳۰ دقیقه یکبار از فروردین ۱۳۹۸ تا خرداد ۱۳۹۹ ثبت شد. دادههای روزانه وزن کندوها با روشی آماری که تغییرات را در چند بازه جداگانه بررسی میکند، تحلیل شد.. در جنوب ایالت آریزونای آمریکا، از آذر تا اسفند، کندوهایی که به سمت شرق قرار داشتند، فعالیت پروازی روزانه را بهطور میانگین ۵۰ دقیقه زودتر از کندوهای رو به غرب آغاز کرده و ۵۷ دقیقه زودتر از کندوهای رو به جنوب به پایان میرساندند.
در همین دوره کندوهای رو به شرق کمترین کاهش وزن روزانه را داشتند؛ ۶۲ گرم در روز در مقایسه با ۱۰۰ گرم در روز در کندوهای رو به شمال. کندوهای رو به شرق بهطور میانگین حدود ۷ درجه سانتیگراد خنکتر از کندوهای رو به غرب بودند که نشان میدهد کاهش مصرف مواد غذایی ناشی از دمای پایینتر خوشه کلنی، عامل کاهش وزن بوده است. از آذر تا اسفند، کندوهای رو به شرق همچنین کاهش وزن صبحگاهی کمتری بهعلت خروج زنبورهای جستوجوگر نسبت به کندوهای رو به شمال داشتند (که نشاندهنده تعداد بیشتر زنبورهای جستوجوگر است)، اما از فروردین تا خرداد ۱۳۹۹ کاهش وزن آنها بیشتر بود.
اغلب تأثیرات مشاهدهشده مربوط به ماههای آذر تا اسفند بودند که احتمالاً ناشی از ساعات محدود روشنایی روز و دمای پایینتر محیط بودند. هیچ تأثیر معنیداری از نظر تعداد زنبورهای بالغ (بر حسب قابهای پوشیده از زنبور) یا سطح تخمهای درپوشدار مشاهده نشد. ما توصیه میکنیم جهتگیری کندوها در طراحی آزمایشهای میدانی که شامل پایش فعالیت کلنی هستند، مدنظر قرار گیرد.
استفاده از حسگرها برای پایش رشد و فعالیت کلنیهای زنبورعسل بهطور روزافزون رایج شده است. امروزه حسگرهایی در دسترس هستند که بهطور ویژه برای کلنیهای زنبور طراحی شدهاند، در برابر شرایط محیطی بیرونی مقاوماند، مصرف برق بسیار پایینی دارند بهگونهای که میتوانند برای دورههای زمانی طولانی بدون وقفه عمل کنند، و دقت آنها به اندازهای است که امکان استنتاج رفتارهای کلنی را فراهم میسازد.
با افزایش محبوبیت این ابزارها در پژوهشهای مرتبط با زنبورها، درک این موضوع که شرایط محیطی چگونه میتوانند بر رفتار کلنی تأثیر بگذارند، از اهمیت فزایندهای برخوردار شده است؛ چرا که این درک برای کنترل اثرات مزاحم در طراحیهای آزمایشی ضروری است. ما بهعنوان پژوهشگر علاقهمند بودیم بدانیم که آیا یک عامل خاص یعنی جهتگیری ورودی کندو ــ یعنی جهتی که ورودی کندو به آن سمت باز میشود ــ نقش معناداری در رفتار کلنی ایفا میکند یا خیر.
در کتابهای مربوط به زنبورداری عمومی، توصیههایی درباره بهترین جهت قرارگیری کندوها ارائه شده است. برخی توصیه کردهاند کندوها رو به سمت شرق قرار گیرند، برخی دیگر سمت جنوب، یا ترکیبی از شرق و جنوب. حتی برخی منابع اظهار داشتهاند که جهتگیری کندو تأثیری ندارد. با این حال، تعداد بسیار کمی از مطالعات میدانی تجربی به بررسی تأثیر جهتگیری ورودی کندو بر رفتار کلنی پرداختهاند. جهت قرارگیری کندو میتواند شرایط دما و نور را در ورودی کندو تحت تأثیر قرار دهد، و مشخص است که کلنیهای زنبورعسل چرخههای روزانهای از دما و نرخ سوختوساز دارند که تحت تأثیر شرایط محیطی است.
در یک مطالعه، مشخص شد که جهتگیری ورودی کندو بر پدیده «سرگردانی» زنبورها اثر میگذارد؛ سرگردانی به معنای وارد شدن یک زنبور به کلنیای متفاوت از کلنی اصلی خود است، بیآنکه ناشی از تهاجم یا دستکاری کندو باشد. در مطالعهای دیگر، جهتگیری ورودی کندو بهعنوان یکی از عوامل احتمالی در جابهجایی لانه بررسی شد، اما اثر معناداری مشاهده نشد. در این پژوهش، ما کندوهایی را با ورودیهایی رو به یکی از چهار جهت اصلی جغرافیایی قرار دادیم و وزن و دمای داخلی کندوها را بهمدت چهارده ماه پایش کردیم. فرض ما این بود که جهتگیری ورودی کندو دستکم در بخشی از سال بر دورههای روزانه فعالیت کلنی تأثیر خواهد داشت.
مواد و روشهای مورد استفاده
در نخستین روز فروردین ۱۳۹۸ (برابر با ۱ آوریل ۲۰۱۹ میلادی)، بیست کلنی بالغ زنبورعسل (با سن حداقل یک سال) در یک زنبورستان در شمال شهر توسان در ایالت آریزونای ایالات متحده آمریکا (با عرض جغرافیایی ۳۲٫۵۵ درجه شمالی و طول جغرافیایی ۱۱۱٫۳۵ درجه غربی) انتخاب شدند. این زنبورستان با درختچههای بومی مزکیت (از گونههای پروزوپیس)، کاکتوسهایی مانند اپونتیا، گیاهان کرئوزوت (لارئا تریدنتاتا) و سایر گلهای وحشی احاطه شده بود و در فاصلهای کمتر از نیم کیلومتر، مزارع آزمایشی شامل پنبه، کلزا و یونجه قرار داشتند.
همه کندوها دارای ملکه بارور و فعال بودند و هیچ نشانه ظاهری از بیماری در آنها مشاهده نشد. هر کندو دستکم یک کیلوگرم زنبورعسل داشت و در یک تا دو جعبه چوبی لانگستروت دهقابی رنگشده با درپوشهای چوبی مهاجرتی نگهداری میشد (با ظرفیت تقریبی ۴۳٫۷ لیتر). کندوها بر روی ترازوهای الکترونیکی از جنس استیل ضدزنگ نصب شدند که حداکثر ظرفیت آنها ۱۰۰ کیلوگرم و دقت اندازهگیری ±۲۰ گرم بود. این ترازوها به دادهنگارهای ۱۶ بیتی متصل بودند که وزن را در بازههای زمانی پنج دقیقه یکبار ثبت میکردند.
برای ثبت دمای داخل کندو، از حسگر دمایی با دقت ۰٫۰۶ درجه سلسیوس استفاده شد که درون یک محفظه پلاستیکی مخصوص کارگذاری بافت قرار داده شده و در زیر میله بالایی قاب پنجم در جعبه پایینی هر کندو منگنه شده بود. این حسگر دما را هر سی دقیقه یکبار ثبت میکرد. کندوها بهصورت مربعی پیرامون یک جعبه مرکزی قرار داده شدند که باتریها و تجهیزات الکترونیکی در آن قرار داشت. فاصله کندوها در هر گروه بین نیم تا یک متر بود و فاصله گروهها از یکدیگر بیش از سه متر تعیین شده بود.
پیش از آغاز آزمایش، میزان زنبور موجود روی قابها بهصورت چشمی برآورد شد. سپس کندوها بهطور تصادفی به یکی از چهار گروه آزمایشی اختصاص یافتند، بهگونهای که ورودی کندوهای هر گروه به یکی از چهار جهت اصلی جغرافیایی (شرق، شمال، جنوب یا غرب) قرار داشت. از آنجا که اندازه کلنی میتواند بر دادههای مربوط به وزن و دمای کندو تأثیر بگذارد و توزیع خوشهای اندازه کلنیها حتی در گروههای اختصاصیافته بهصورت تصادفی نیز ممکن است رخ دهد، تلاش شد تا از این نوع توزیع ناهمگون جلوگیری شود.
برای تنظیم جهت ورودی کندوها به سمت موردنظر، هر کندو طی بازهای بین دو تا ده روز بهآرامی جابهجا و چرخانده شد، بسته به اینکه میزان جابهجایی مورد نیاز چهقدر بود. دقت شد تا کندوها بهگونهای جابهجا نشوند که موجب سردرگمی زنبورهای جستوجوگر بازگشتی شود.
بازرسی از کندوها در تاریخهای ۳۱ خرداد، ۲۷ تیر، ۲۳ مرداد، ۲۱ شهریور و ۱۸ مهر ۱۳۹۸ و همچنین در ۸ اسفند ۱۳۹۸ و ۳۰ خرداد ۱۳۹۹ انجام شد. در هر بار بازرسی، میزان زنبورهای روی قابها بهصورت چشمی برآورد شد، از تمام قابهایی که دارای نوزاد درپوشدار بودند عکسبرداری شد و وضعیت ملکه کندو نیز بررسی گردید. در صورت نبود ملکه یا جایگزینی طبیعی ملکه، ملکه جدید وارد میشد. همه کندوها بهجز دو مورد، حداقل یکبار بین فروردین تا آذر ۱۳۹۸ ملکه جدید دریافت کردند.
مساحت ناحیه دارای نوزاد درپوشدار در هر قاب، با استفاده از عکسها و نرمافزارهای تخصصی مانند ImageJ نسخه ۱.۴۷ یا برنامه CombCount برآورد شد. در طول اجرای آزمایش، تعداد کندوها در هر گروه آزمایشی با مرگ یا جایگزینی کندوها دچار تغییر شد، اما در تمام مدت، هر گروه دستکم دارای سه کندو باقی ماند. کندوهای جایگزین، دارای ملکه فعال بودند و حداقل چهار قاب زنبور و دستکم دو قاب حاوی نوزاد درپوشدار داشتند.
شاید مطالعه مقاله ” زنبورداری کوچرو؛ نگاهی علمی به فواید و مضرات جابجایی کندوها ” را دوست داشته باشید 🌹

تحلیل آماری بدست آمده
دادههای پیوسته وزن کندو با توجه به میانگین وزن روزانه و تغییرات درونروزی پس از اعمال درمان بررسی شدند. تغییرات وزن درون روز با استفاده از تابع (segmented) در نرمافزار R مدلسازی شد تا آماری که تغییرات در چهار نقطه شکست انطباق داده شود تغییرات آماری تکهای بر دادهها تطبیق داده شدند که منجر به تخمین ده پارامتر گردید: چهار مقدار نقطه شکست، پنج مقدار شیب و ضریب تعیین تعدیلشده (r²) بود.
برای پارامترهای روزانه استخراج شده از دادههای وزن کندو، تحلیل MANOVA با اندازهگیریهای مکرر انجام گرفت؛ پارامترهای مورد بررسی شامل موارد زیر بودند:
- نقطه شکست صبحگاهی (آغاز فعالیت روزانه کندو)؛
- نقطه شکست عصرگاهی (پایان فعالیت روزانه کندو)؛
- برآورد جرم زنبورهای جستوجوگر صبحگاهی؛
- تغییر وزن روزانه کندو (از نیمهشب تا نیمهشب).
برای برآورد جرم زنبورهای جستوجوگر صبحگاهی، سه پارامتر از رگرسیون تکهای به کار رفت:
- شیب بخش از نیمهشب تا سپیدهدم، $S_N$ (تغییر وزن کندو ناشی از از دست رفتن رطوبت در طول شب)؛
- نقطه شکست سپیدهدم $t_D$ (آغاز فعالیت جستوجوی روزانه)؛
- شیب اولین بخش پس از سپیدهدم، $S_M$ (نرخ تغییر وزن کندو در صبح).
طجرم زنبورهای جستوجوگر صبحگاهی پس از کسر تغییر وزن ناشی از از دست رفتن رطوبت، به صورت زیر محاسبه شد:
\Delta F = S_M \times (t_{D+1} – t_D) – S_N \times (t_{D+1} – t_D)
که در آن $\Delta F$ تغییر وزن کندو به دلیل خروج زنبورهای جستوجوگر است و $t_{D+1}$ زمان نقطه شکست پس از نقطه شکست سپیدهدم $t_D$ میباشد.
اگر اولین نقطه شکست پیش از ساعت ۴ صبح رخ دهد، دومین نقطه شکست به عنوان زمان خروج زنبورهای جستوجوگر صبحگاهی در نظر گرفته میشود (بدون هیچ محدودیتی برای این برآورد دوم) و شیب سومین بخش به جای دومین بخش به عنوان نرخ کاهش وزن به دلیل خروج زنبورها استفاده میشود. همچنین، اگر چهارمین نقطه شکست پس از ساعت ۸ شب رخ دهد، سومین نقطه شکست به عنوان زمان بازگشت زنبورهای جستوجوگر عصرگاهی در نظر گرفته میشود (بدون محدودیت برای این برآورد دوم).
دادههای وزن کندو برای برخی روزها به دلیل بارندگی، دستکاری کندوها یا نقص تجهیزات حذف شدند.
مقدار زنبورهای روی قاب و مساحت نوزاد درپوشدار از بازرسیهای کندو به عنوان متغیرهای پاسخ در تحلیل MANOVA با اندازهگیریهای مکرر با استفاده از Proc Glimmix نرمافزار SAS (شرکت SAS، ۲۰۱۳) در تمام تاریخهای بازرسی وارد شدند. جهت کندو، تاریخ بازرسی و تعامل آنها به عنوان اثرات ثابت، شماره کندو به عنوان اثر تصادفی، و مدل واریانس خود همبسته (autoregressive) از نوع AR(1) یا ARMA(1,1) در مدل لحاظ شدند. سطح معنیداری در α < ۰.۰۵ تعیین گردید. نتایج به صورت نمودار جعبهای با استفاده از تابع geom\_boxplot() در نرمافزار R نمایش داده شدند.
دادههای روزانه پیوسته شامل نقاط شکست صبحگاهی و عصرگاهی، برآورد جمعیت زنبورهای جستوجوگر از رگرسیون تکهای وزن، تغییر وزن روزانه کندو و میانگین دمای روزانه، ابتدا به چهار بازه حدوداً سهماهه تقسیم شدند (فروردین تا خرداد ۱۳۹۸، تیر تا شهریور ۱۳۹۸، آذر ۱۳۹۸ تا اسفند ۱۳۹۸ و فروردین تا خرداد ۱۳۹۹) تا تغییرات فصلی در الگوهای نور محیط و دما در طول سال لحاظ گردد. در هر بازه، این مقادیر به عنوان متغیرهای پاسخ در تحلیل MANOVA با اندازهگیریهای مکرر وارد شدند که جهت کندو، روز نمونهگیری و تعامل آنها به عنوان اثرات ثابت، شماره کندو به عنوان اثر تصادفی و مدل واریانس خودهمبسته لحاظ شدند.
برای جرم زنبورهای جستوجوگر، تغییر وزن روزانه و میانگین دمای روزانه، مقدار FOB از نزدیکترین تاریخ بازرسی مرتبط به عنوان کوواریته برای کنترل تفاوتهای اولیه وارد مدل شد.همچنین، با استفاده از Proc Univariate نرمافزار SAS دادهها برای بررسی نرمال بودن توزیع متغیرهای پاسخ مورد ارزیابی قرار گرفتند. تحلیل دادهها محدود به روزهایی شد که حداقل یک کندو در هر گروه درمانی دارای داده معتبر بود.
نتایج حاصل شده
دادههای جمعآوری شده در این مطالعه در آرشیو دادهها منتشر شدهاند. هیچ تأثیری از جهتگیری کندو بر میزان زنبورهای روی قاب (FOB) (p = ۰.۸۹) یا مساحت ناحیه نوزاد درپوشدار (p = ۰.۳۹) مشاهده نشد، که نشان میدهد جهت کندو به نظر نمیرسد جمعیت زنبورهای بالغ یا نوزادان را تحت تأثیر قرار دهد. این نتیجه همچنین تأیید کرد که گروههای آزمایشی از نظر اندازه کلنی به صورت خوشهای تقسیم نشدهاند، بنابراین هر اختلاف معنیداری که در متغیرهای روزانه مانند فعالیت زنبورهای جستوجوگر و تغییر وزن روزانه کندو مشاهده شود، به احتمال زیاد ناشی از اندازه جمعیت کلنی نیست.
نتایج تحلیل MANOVA برای متغیرهای پاسخ روزانه (نقاط شکست صبحگاهی و عصرگاهی، تغییر وزن روزانه کندو، برآورد جرم زنبورهای جستوجوگر و میانگین دمای کندو) در شکلهای مربوطه نشان داده شده است. در مجموعه دادههای دسامبر ۲۰۱۹ تا مارس ۲۰۲۰، همه متغیرهای پاسخ تأثیر معنیداری از جهتگیری کندو نشان دادند، و حداقل یکی از متغیرهای پاسخ در هر یک از سه دوره زمانی دیگر اثر معنیدار داشت.
شکل ۱. سطح ناحیه پوشیده از نوزادان سرپوشیده از ژوئن تا اکتبر ۲۰۱۹
(الف) سطح ناحیه نوزادان سرپوشیده
(ب) تعداد قابهای زنبور (برآورد دیداری)
جعبهها بر اساس رابطه ۱.۵۸ ضربدر دامنه بین چارکی تقسیم بر جذر تعداد نقاط داده تعریف شدهاند. نقاط سیاه نمایانگر مقادیر پرت هستند که با استفاده از تابع geom_boxplot()
در نرمافزار R شناسایی شدهاند.


میانگین مربعات کمترین (خروجی مدل GLIMMIX) برای همه متغیرهای پاسخ روزانه در بازههای زمانی مختلف نشان داده شده است. تحلیلهای پس از آزمون نشان داد که در بازه زمانی دسامبر ۲۰۱۹ تا مارس ۲۰۲۰، کندوهایی که به سمت شرق قرار داشتند، فعالیت پرواز روزانه خود را ۵۰ دقیقه زودتر از کندوهایی که به سمت غرب قرار داشتند، آغاز کردند و همچنین ۵۷ دقیقه زودتر از کندوهای رو به جنوب، فعالیت پرواز خود را پایان دادند. جمعیت اولیه زنبورهای جستوجوگر در کندوهای رو به شرق ۲۷ درصد کمتر بود و کاهش وزن روزانه کندوها در این جهت نیز ۴۰ درصد کمتر از کندوهای رو به شمال گزارش شد. همچنین، دمای متوسط کندوهای رو به شرق در همان بازه زمانی به طور میانگین ۷ درجه سانتیگراد کمتر از کندوهای رو به غرب بود


نتایج بدست آمده
دوره زمانی فروردین تا خرداد تنها بازهای بود که در این مطالعه به صورت تکراری بررسی شد، و تأثیر جهتگیری کندو در دادههای سال ۲۰۱۹ با دادههای سال ۲۰۲۰ همسان نبود. در بازه فروردین تا خرداد ۲۰۲۰، کندوهای رو به شرق به طور معناداری حدود ۲۴ دقیقه زودتر از کندوهای رو به غرب، نقطه شکست صبحگاهی را نشان دادند، اما این تفاوت در بازه زمانی فروردین تا خرداد ۲۰۱۹ مشاهده نشد. جرم زنبورهای جستوجوگر در کندوهای رو به شرق در بازه دسامبر ۲۰۱۹ تا مارس ۲۰۲۰ به طور معناداری کمتر از کندوهای رو به شمال بود، اما در بازه فروردین تا خرداد ۲۰۲۰ این جرم به طور معناداری بیشتر بود و در بازه فروردین تا خرداد ۲۰۱۹ تأثیری مشاهده نشد.
جهتگیری ورودی کندو به ندرت در شرح طرحهای آزمایشی مربوط به کلنیهای زنبور عسل ذکر میشود و به ندرت به عنوان عاملی مؤثر بر رفتار کلنی مورد توجه قرار گرفته است. با این حال، نتایج این مطالعه نشان میدهد که این عامل میتواند در واقع بر رفتار کلنی تأثیرگذار باشد، بهویژه در زمانهایی از سال که هر دو عامل نور و دما فعالیت پرواز را محدود میکنند و کندوها به طور کامل در معرض تابش خورشید قرار دارند.
اگر جهتگیری ورودی کندو به صورت عمدی یا غیرعمدی با یک تیمار خاص همپوشانی داشته باشد، خطای ناشی از جهتگیری کندو به صورت تصادفی توزیع نخواهد شد و در نتیجه به خطای کلی آزمایش افزوده میشود. مایکِل و همکاران (Citation2019) در یک آزمایش میدانی خاص دریافتند که جهتگیری کندو و گروه تیمار به طور ناخواسته همپوشانی داشتهاند، که تفسیر برخی نتایج را مختل کرده است. البته بسته به طراحی آزمایش و شرایط محیطی محلی، ممکن است همه ورودیهای کندو در یک جهت قرار داشته باشند یا زیر سایبان یا در میان درختان انبوه محافظت شوند، به طوری که طلوع و غروب خورشید و نوسانات دما تأثیر کمی یا هیچ تأثیری نداشته باشند.
نقاط شکست صبحگاهی و عصرگاهی که نشاندهنده شروع و پایان دورههای فعالیت روزانه کلنیهای زنبور عسل هستند، شاید واضحترین تأثیر جهتگیری ورودی کندو را نشان میدهند. در دادههای مربوط به دوره دسامبر ۲۰۱۹ تا مارس ۲۰۲۰، کندوهای رو به شرق به طور معناداری نقاط شکست صبحگاهی و عصرگاهی زودتری نسبت به کندوهای رو به غرب داشتند. سادهترین توضیح این است که ورودی کندوهای رو به شرق در صبح زودتر نور دریافت میکند، بهخصوص در مقایسه با کندوهای رو به غرب، و همچنین ورودی کندوهای رو به غرب در عصر دیرتر نور میگیرند نسبت به کندوهای رو به شرق. این نتیجه تا حدی اعتبار روش بهکار رفته در این مطالعه را تأیید میکند.
همین الگو در خصوص نقطه شکست صبحگاهی در بازه زمانی بعدی نیز مشاهده شد، اما تفاوت از ۵۰ دقیقه در دسامبر ۲۰۱۹ تا مارس ۲۰۲۰ به ۲۴ دقیقه در فروردین تا خرداد ۲۰۲۰ کاهش یافت (و در بازه فروردین تا خرداد ۲۰۱۹ تفاوت معناداری مشاهده نشد). در آن زمان از سال، کاهش ساعات روز و کاهش دمای محیط احتمالاً نقش مهمی در تعیین الگوهای فعالیت کلنی دارند. این تفاوت در شروع و پایان دوره فعالیت روزانه میتواند اهمیت داشته باشد، بهویژه اگر بین کندوها رقابت بر سر منابع وجود داشته باشد، یا مثلاً اگر یک تیم تحقیقاتی قصد انجام اندازهگیریهای همزمان از فعالیت پرواز کندوهای رو به جهتهای مختلف را داشته باشد. در فصول گرمتر که طلوعها زودتر و غروبها دیرتر است، دورههای فعالیت کلنی ظاهراً کمتر با نور خورشید و دمای محیط مرتبط هستند.
کندوهای رو به شرق همچنین در دوره زمستانی ۴۰٪ کاهش وزن روزانه کمتری نسبت به کندوهای رو به شمال داشتند. منابع اصلی کاهش وزن کندو شامل (۱) کاهش زنبورهای بالغ؛ (۲) مصرف ذخایر غذایی؛ و (۳) از دست دادن رطوبت ناشی از متابولیسم زنبورها و خشک شدن شهد است. ارزیابی جمعیت زنبورهای بالغ قبل و بعد از زمستان تفاوتی بین گروههای کندو نشان نداد و در زمستان شهد چندانی برای خشک شدن وجود ندارد، بنابراین احتمالاً تفاوت کاهش وزن کندو به تفاوت در مصرف غذا بین گروهها مربوط است. یکی از فعالیتهای اصلی زنبورهای بالغ که بیشترین مصرف غذا را در زمستان دارند، تنظیم دمای کندو است و کندوهای رو به شرق نیز دمای کلاستر پایینتری نسبت به سایر گروهها حفظ کردند (که به طور معناداری کمتر از کندوهای رو به غرب بود). اگرچه دمای کندو با تعداد زنبورهای بالغ و جمعیت شفیره نیز همبستگی دارد؛ اما در این مطالعه جمعیت زنبورها بین گروهها تفاوت نداشت ولی مصرف غذا متفاوت بود که نشاندهنده کاهش صرف انرژی برای تنظیم دما است. دلیل اینکه چرا کندوهای رو به شرق دمای پایینتری را حفظ کردند هنوز مشخص نیست.
کندوهای رو به شرق همچنین در همان بازه زمانی جمعیت اولیه جمعآوریکنندگان (زنبورهای جویای غذا) کمتری داشتند و دمای متوسط کندوهایشان نسبت به کندوهای رو به غرب به طور قابلتوجهی پایینتر بود. جمعیت اولیه کوچکتر جمعآوریکنندگان ممکن است به معنای تلاش کمتر کلی در جستجوی غذا نباشد؛ تلاش جستجوی غذا در ساعات بعدی صبح در کندوهای رو به شرق ممکن است این تفاوت را جبران کرده باشد، و با توجه به اینکه منبع غذایی خارجی اندکی یا اصلاً وجود نداشت، محرک خارجی چندانی برای افزایش تلاش در جستجوی غذا وجود نداشت. با این حال، در مناطقی که الگوهای در دسترس بودن شهد متفاوت است، این تفاوت در جمعیت اولیه جویندگان غذا ممکن است به تفاوتهایی در موفقیت جستجوی غذا منجر شود.
پیامدهای این یافتهها برای زنبورداری هنوز واضح نیست. هرچند فعالیت کلنی تحت تأثیر جهت ورودی کندو قرار گرفت، جمعیت زنبورهای بالغ و میزان شفیره تغییری نکرد. هر دو مورد کاهش وزن روزانه کندو و برآورد جرم جویندگان غذا در صبح در دوره زمستان برای کندوهای رو به شمال به طور قابلتوجهی بیشتر از کندوهای رو به شرق بود. این آزمایش در جنوب آریزونا انجام شد، جایی که نور خورشید در بخش زیادی از سال میتواند بسیار شدید باشد. دما میتواند از منفی ۵ تا ۴۵ درجه سانتیگراد متغیر باشد و حتی در ماههای زمستان، بیشتر روزها برای پرواز زنبورها گرم هستند. در چنین محیطی، جهت ورودی کندو ممکن است تأثیر بزرگتری بر رفتار کلنی زنبور عسل نسبت به دیگر مناطق داشته باشد. در عرضهای جغرافیایی شمالیتر، این تأثیرات جهت کندو ممکن است در اواخر بهار یا اوایل پاییز مشاهده شوند.

از همراهی شما سپاسگزاریم و امیدواریم مطالعه این مقاله برایتان سودمند بوده باشد. اگر در خصوص این مقاله نظر یا تجربه یا نظر خاصی دارید لطفا جهت بهره برداری دیگران آنرا در قسمت دیدگاه ها به اشتراک بگذارید.
ترجمه مقاله توسط مرکز تخصصی زنبورداری و پرورش ملکه ارجان صورت گرفته است.


دسترسی سریع به آخرین مقالات مرتبط :

