
بازرسی کندو زنبور عسل و تاثیر خطاهای انسانی و شناختی
سالها پیش، یک دوره پیشرفته زنبورداری در مرکز آموزشیام برگزار کردم. اتفاق شگفتانگیزی افتاد که تا امروز در ذهنم مانده است. کلاس متشکل از ۱۶ زنبوردار باتجربه را به چهار گروه چهار نفره تقسیم کردم. به هر گروه یک مأموریت یکسان دادم: بازرسی از یک کندوی مشخص، بحث و تبادل نظر درباره یافتههای خود، و در پایان انتخاب یک سخنگو برای ارائه گزارش گروه در برابر کل کلاس. اما تا زمان رسیدن به نوبت گروه آخر، کندو دیگر حال خوشی نداشت.
این کندو کاملاً معمولی و بودن استرس بود ، هیچ ترفندی در کار نبود، نه یک کندوی غافلگیر کننده یا فریبنده. فقط یک کلنی عادی با یک ملکه تخمگذار، نوزادان در تمام مراحل رشدی، و نشانههایی که معمولاً در فصل زنبورداری انتظار میرود. هدف من ساده بود، تمرین مهارت بازرسی کندو و یادگیری کار گروهی برای تحلیل یافتهها. اما شگفتزده شدم وقتی هر سخنگوی گروه، گزارش خود را ارائه داد. گویی هر گروه کندوی متفاوتی را بررسی کرده بود. یافتههای آنان به طرز شگفتآوری متناقض بود.
- یک گروه گزارش داد که کندو فاقد ملکه است. سخنگویشان گفت «هیچ تخمی ندیدیم، هیچ نشانی از ملکه نبود و کلنی بینظم و ضعیف به نظر میرسید.»
- گروه دوم کاملاً مخالف بود. آنها گفتند «الگوی خوبی از نوزادها دیدیم، نوزادان در تمام مراحل رشد حضور داشتند. ملکه آنجاست و بهخوبی وظیفهاش را انجام میدهد.»
- گروه سوم اعلام کرد که کندو تحت فشار کنههاست، با اینکه اصلاً آزمایش کنه انجام نداده بودند.
- گروه چهارم نتیجه گرفت که جمعیت کندو آنقدر زیاد است که آماده بچه دهی است.
فراموش نکنید، این افراد زنبورداران باتجربهای بودند که در یک دوره پیشرفته شرکت کرده بودند. برایم بسیار عجیب بود. انتظار داشتم هر گروه نکاتی را ببیند که دیگران از قلم انداختهاند، اما این تجربه مثل آوار بر من فرود آمد. آنها دقیقاً یک کندو را بررسی کرده بودند ، همان قابها، همان زنبورها، همه چیز، در بازه زمانی کمتر از یک ساعت. چطور ممکن بود چهار گروه، دیدگاههایی اینقدر متفاوت داشته باشند؟ سالها طول کشید تا به چرایی این اتفاق فکر کنم. دلیلش چه بود؟
در سالهای بعد، این افتخار را داشتم که صدها زنبوردار را بهصورت مستقیم راهنمایی کنم و کمکم توانستم به سرنخهایی برسم که توضیح میدهند چرا زنبورداران میتوانند یک بازرسی را بهطور متفاوتی تفسیر کنند. این یادآوری قدرتمندی است از اینکه ادراک انسانی، سوگیری، اعتمادبهنفس (یا کمبود آن) و پویایی گروه میتوانند آنچه را واقعاً جلوی چشمانمان است، تحریف کنند. این موضوع یک حقیقت عمیقتر را نیز آشکار میسازد: بازرسی کندو فقط درباره «دیدن» نیست ، بلکه درباره چگونگی دیدن است.
هر گروه با مجموعهای از فیلترهای ذهنی خود به کندو نگاه کرد ، شکلگرفته از تجربیات گذشته، ویدئوهایی که اخیراً در اینترنت دیده بودند، آنچه در آخرین گردهمایی شنیده بودند یا چیزهایی که خوانده بودند، حتی توصیههایی که گرفته بودند. برخی شنیده بودند که «اگر ملکه را ندیدی، فرض کن که نیست.» برخی معتقد بودند که زنبورهای پر سر و صدا به معنی بیملکگی کندو هستند. برخی شاید فقط دو یا سه قاب را دیده و یک قضاوت کلی کرده بودند. برخی تمرکزشان روی تخمها بود، برخی روی حس کلی کندو ، گروهی ممکن بود حضور زنبورهای نر یا نوزادان درپوشدار را بیش از حد جدی گرفته و منابع ذخیرهشده را نادیده گرفته باشند.
این همان چیزی است که راهنمایی و آموزش زنبورداری را هم جذاب و هم دشوار میسازد. هیچ دو زنبورداری یک کندو را دقیقاً به یک شکل تفسیر نمیکنند ، حداقل تا زمانی که مهارت تفکر انتقادی و ثبات در مشاهده را بهدست آورند.
بسیاری از زنبورداران تازهکار تصور میکنند که وقتی یک کندو را باز میکنند، حقیقت آنچه درون آن میگذرد بلافاصله آشکار میشود. اما اینگونه نیست.
زنبورها چیزی را مستقیماً به ما نمیگویند؛ آنها شواهد را پراکنده در سراسر کندو بهجا میگذارند، و این ما هستیم که باید نقاط را به هم وصل کنیم. ما با بیش از ۴۰٬۰۰۰ جزء متحرک سروکار داریم، در سیستمی زنده که همواره در حال تغییر است. در یک روز خاص، یک کندو ممکن است بیملکه به نظر برسد، فقط به این دلیل که ملکه پنهانکار است، یا تخمها به سختی دیده میشوند، یا زنبوردار قابهای کافی را بررسی نکرده است. اما آنها وجود دارند.
همچنین، فشار گروهی نیز وجود دارد. در هر جمعی، معمولاً یک نفر رهبری را بر عهده میگیرد و دیگران فقط سر تکان میدهند. یک صدای غالب میتواند کل تفسیر را تحت تأثیر قرار دهد. و گاهی، افراد آنچه را که انتظار دارند ببینند، تفسیر میکنند ، نه آنچه واقعاً وجود دارد.
شاید مطالعه مقاله ” راهنمای جامع بازرسی کندوی زنبور عسل ” را دوست داشته باشید 🌹
اگر مایلید ویدئوی من در یوتیوب را که در آن درباره این موضوع با جزئیات بیشتر صحبت میکنم، تماشا کنید
این تجربه برای من بهعنوان یک مربی، یادآوری کرد که وظیفهام فقط آموزش برای حفظ کردن اطلاعات نیست ، بلکه کمک به زنبورداران برای دیدنِ دقیقتر است.
میخواهم آنان درک کنند که بازرسی کندو فرآیندی برای گردآوری شواهد است، نه صدور یک حکم فوری. به شاگردانم یادآوری میکنم که اشکالی ندارد اگر بلافاصله پاسخی برای چیزی نداشته باشند. اینکه باید چندین مشاهده را مانند قطعات یک پازل کنار هم قرار دهند: تخمها، الگوی نوزادان، سلولهای ملکه، جریان شهد، اندازه جمعیت، فشار کنهها ، همه اینها مهم هستند. باید آرام و با دقت به دنبال نشانهها گشت.
پس از آن تمرین، من کل کلاس را با یافتههای واقعی کندو که از ویدئوی بازرسی روز قبل داشتم، همراه کردم. تخمها را نشان دادم، الگوی نوزادان را بررسی کردیم، پرسشهایی مطرح کردم و به آنها کمک کردم تا شواهد ویدئویی را کنار هم بگذارند. در پایان، همه توافق کردند که کلنی سالمی است با یک ملکه فعال و بارور. این تمرین باعث خجالت کسی نشد. بلکه اگر چیزی بود، باعث شد دید آنها نسبت به واقعیت کندو دقیقتر شود و از قضاوتهای اشتباه پرهیز کنند.
حقیقت این است که برای اینکه مثل یک حرفهای کندو را بازرسی کنید، به ۱۰ سال تجربه نیاز ندارید. شما فقط به سه چیز نیاز دارید ، مشاهده دقیق، تفکر انتقادی و فروتنی.
وقتی این سه عنصر وجود داشته باشد، زنبوردار دیگر به احساسات درونی یا حدس و گمان تکیه نمیکند و واقعاً شروع میکند به تفسیر آنچه زنبورها دارند به او میگویند.
پس دفعه بعد که کندوی خود را باز میکنید، از خود بپرسید: آیا دارم آنچه واقعاً وجود دارد را میبینم یا فقط آنچه را انتظار دارم ببینم؟ آیا در حال جمعآوری شواهد هستم یا زود قضاوت میکنم؟ زنبورها قصد فریب ما را ندارند. اما گاهی، بیآنکه متوجه شویم، این ما هستیم که خودمان را فریب میدهیم.

از همراهی شما سپاسگزاریم و امیدواریم مطالعه این مقاله برایتان سودمند بوده باشد. اگر در خصوص این مقاله تجربه یا نظر خاصی دارید لطفا جهت بهره برداری دیگران آنرا در قسمت دیدگاه ها به اشتراک بگذارید.
ترجمه مقاله توسط مرکز تخصصی زنبورداری و پرورش ملکه ارجان صورت گرفته است.


دسترسی سریع به آخرین مقالات مرتبط :

