
تأثیر بحران اقلیمی بر زنبورداری: چالشها و راهکارها | قسمت دوم

نگاهی واقع گرایانه به برخی از شیوههایی که استفاده نا پایدار از سوختهای فسیلی به صنعت ما آسیب میزند
نویسنده: راس کنراد
در بخش اول این مقاله، به تأثیرات بحران رو به رشد اقلیمی بر زنبورهای عسل و صنعت زنبورداری پرداختیم. در این قسمت، برخی از کارهایی که زنبورداران میتوانند برای محدود کردن آسیبهای این بحران به صنعت ما انجام دهند را بررسی میکنیم. موارد زیر را میتوان به عنوان شروع جعبه ابزار پاسخ زنبورداران به اقلیم در نظر گرفت که باید با پرورش انعطافپذیری، خلاقیت و تابآوری آغاز شود.
انعطاف پذیری در زنبورداری
برای بقا در این بحران رو به رشد، باید انعطافپذیر باشیم. این یعنی آمادگی برای کنار گذاشتن باورها و اقدامات قدیمی در زمان مناسب و نه همیشه پیش رفتن به روشهای قبلی. دستکاریهای کندو باید بر اساس شرایط آبوهوایی محلی، جغرافیا و وضعیت رشد گیاهان در منطقه باشد، نه تقویم. زنبورداران باید به این عادت کنند که برخی از روشهای معمول را کنار بگذارند و رویکردهای جدیدی را بپذیرند تا بتوانند در اقلیم بیثبات موفق شوند.
خلاقیت
چارهای جز این نداریم که با دنیای به سرعت در حال تغییر اطرافمان همگام شویم. هرچه منابع اطلاعات دقیق، ایدهها و گزینههای مدیریتی بیشتری داشته باشیم، سریعتر میتوانیم برای غلبه بر چالشها و مشکلات تنظیم شویم.
تأثیر بحران اقلیمی بر زنبورداری: چالشها و راهکارهای علمی | قسمت اول
تاب آوری
باید تا جایی که میتوانیم با داشتن برنامههای پشتیبان برای همه سیستمهای حیاتی عملیاتمان تابآوری را در زنبورداریمان تقویت کنیم. اصطلاحا چیزهایی مثل داشتن منبع برق پشتیبان یا دسترسی به ابزارهای دستی در صورت قطع برق، نقطه شروع خوبی است. پرورش منابع اضافی برای ورودیهای حیاتی مانند زنبورها، ملکهها، شیشههای عسل، برچسبها، درمانها و تجهیزات چوبی میتواند تفاوت بین ادامه کسبوکار یا تعطیلی آن را رقم بزند.
مدیریت گرما
کلنیها باید دمایی بین ۳۴ تا ۳۵ درجه سانتیگراد در لانه لارو حفظ کنند. با گرم شدن زمین، زنبورداران باید توجه بیشتری به جلوگیری از گرم شدن بیش از حد کندوها داشته باشند. تهویه یکی از سادهترین راهها برای خنک کردن کلنیهای زنبور عسل است. چه ورودی بالایی، کف توری باز، تهویهکننده کندوی خورشیدی یا صرفاً بلند کردن پوشش خارجی و کمی عقب بردن آن تا لبه جلویی روی پوشش داخلی قرار گیرد و هوا از بالای کندو خارج شود، تهویه افزایشیافته در روزهای گرم به کلنیها کمک میکند.
رنگآمیزی کندوها به رنگ سفید و استفاده از درب چوبی سبک به جای درب فلزی که در آفتاب داغ میشوند نیز کمک میکند. در صورت امکان، برنامهریزی مکان زنبورستانها طوری که کندوها از آفتاب، بهویژه در بعدازظهر که معمولاً گرمترین زمان روز است، در سایه باشند، از گرم شدن بیش از حد کلنیها حتی در گرمترین مکانها جلوگیری میکند.
گرمای بیش از حد در تابستان تنها تهدید دماهای جهانی در حال افزایش نیست؛ انتظار میرود زمستانها نیز گرمتر از گذشته باشند. میدانیم وقتی تخمگذاری ملکه و تولید لارو کلنی در تمام زمستان ادامه یابد، نیازهای تغذیهای اضافی قابلتوجه است. زنبوردارانی که به مدیریت کلنیهایی عادت دارند که تولید لارو را در زمستان برای صرفهجویی در غذا متوقف میکنند، باید خود را تنظیم کنند. این یعنی هنگام آمادهسازی کلنیها برای زمستان، مقدار غذای مکمل ارائهشده برای مقابله با این شرایط جدید و جلوگیری از گرسنگی باید اصلاح شود. بدون نظارت منظم زمستانی در این دوره گذار، زنبورداران احتمالاً تا زمانی که ذخایر غذایی تمام شود و زنبورها بمیرند، از تغییر نیازهای زمستانگذرانی کلنیشان آگاه نخواهند شد.
کلنیهای زنبور عسل نشان دادهاند که میتوانند در دماهای بسیار بالاتر از ۳۸ درجه سانتیگراد زنده بمانند، به شرطی که بتوانند آب جمعآوری کنند و آن را در کندو پخش کنند تا از اثر خنککننده تبخیر استفاده کنند. اطمینان از دسترسی کلنیها به آب در طول سال، غریزه طبیعی زنبورها برای خودیاری در حفظ راحتی کندو در دماهای بالا را حمایت میکند.
از شما دعوت میکنیم مقاله ” ۱۴ روش علمی برای کاهش دمای کندوهای زنبور عسل در روزهای گرم تابستان ” را ملاحظه کنید 🌷

مقابله با خشکسالی
اطمینان از دسترسی کافی به آب برای زنبورها، نیازهای آبی کلنیها را در شرایط خشکسالی برطرف میکند. متأسفانه، زنبورداران معمولاً نمیتوانند نیازهای آبی گیاهانی که زنبورها برای غذا به آنها وابستهاند را تأمین کنند. بدون باران کافی، گیاهان اغلب به اندازه کافی رطوبت در خاک ندارند تا شهد تولید کنند. خشکسالی همچنین میتواند کیفیت گرده تولیدشده توسط گیاهان را به طور قابلتوجهی کاهش دهد.
زنبورداران عادت کردهاند برای جبران کمبود شهد، به کلنیها شکر بدهند. متأسفانه، تغذیه کربوهیدراتی انسانی به زنبورهای عسل برای پاسخ ایمنی قوی و سالم سازگار نیست و میتواند به افزایش آسیبپذیری در برابر بیماریهای کندو منجر شود.
به جای نیاز به تغذیه رژیم مصنوعی به طور منظم، زنبورداران در مناطقی با کمبود شدید آب ممکن است مجبور شوند زنبورستانها را به مکانهای مرطوبتر با گیاهان طبیعی فراوانتر منتقل کنند. انتقال کلنیها از مناطق خشک، تقلیدی از کاری است که زنبورهای آفریقایی در فصل خشک به طور طبیعی انجام میدهند.
از بین رفتن گرده در شرایط خشکسالی همراه با کاهش محتوای پروتئینی گرده به دلیل افزایش دیاکسید کربن اتمسفری، ممکن است به این معنا باشد که تغذیه مکمل پروتئینی به کلنیهای زنبور عسل در آینده به یک روش استاندارد مدیریت کندو تبدیل شود و این کار تا زمانی که دما به کلنیها اجازه دهد در زمستان به خواب بروند، چالشهای بیشتری برای زنبورداران در مناطق شمالی ایجاد میکند. زنبورداران شمالی باید مطمئن شوند که مکملهای پروتئینی استفادهشده از رشد باکتریهای مفید و تخمیر حمایت میکنند. در غیر این صورت، زنبورها نمیتوانند پروتئین مکمل را مانند گرده طبیعی در کندو حفظ کنند. بیتوجهی به این جزئیات ممکن است به کمبودهای تغذیهای جدی و افزایش کلنیهای ضعیف و مرده در بهار منجر شود.
رویارویی با آتشسوزی
خطر دیگر مرتبط با شرایط خشکسالی، تهدید آتشسوزیهای جنگلی است. بهترین کاری که زنبوردار میتواند برای کاهش این خطر انجام دهد، نگه داشتن زنبورستانها و مناطق اطرافشان تا حد ممکن عاری از پوشش گیاهی و دیگر منابع سوخت قابلاشتعال است. یکی از راهها برای این کار، قرار دادن زنبورستانها روی پایههای بتنی قدیمی و کوتاه و تمیز نگه داشتن پوشش گیاهی اطراف است.
مقابله با هوای آلوده و خطرناک ناشی از دود آتشسوزیهای جنگلی حتی سختتر از پیشگیری از آتش است. این خطر میتواند کار در زنبورستان را برای سلامت زنبورداران بسیار سخت کند و برای کسانی که آسم یا مشکلات تنفسی دیگر دارند، مراقبت از کلنیها را کاملاً غیرممکن سازد.
مواجهه با سیل
در صورتیکه افزایش رویدادهای بارش شدید و طغیان طوفانها برای بسیاری از مناطق پیشبینی شود ، لازم است برای مقابله با تهدید آبهای سیل، زنبورستانها را از منابع آب سطحی دور نگه دارید یا در زمینهای مرتفع قرار دهید. پایههای کندوی مرتفع و محکم میتوانند جایگزین خوبی برای مکانهایی باشند که اجتناب یا زمین مرتفع ممکن نیست.
مقابله با بادها
طوفانهای گرمسیری قوی میتوانند به خسارتهای ویرانگری منجر شوند. در حالی که نمیتوان از برخورد مستقیم یک رویداد بادی شدید مانند گردباد بدون آسیب جان سالم به در برد، آمادگیهایی میتوان انجام داد که سطح خسارت ناشی از بادهای کمتر شدید را کاهش دهد. این شامل فراهم کردن بادشکنهای محکم و بادوام، محکم کردن پوششهای خارجی است. مستقر کردن زنبورستانهای در فضاهای باز ترجیح داده میشوند، زیرا آنهایی که نزدیک درختان بزرگاند خطر آسیب از درختان ریشهکنشده، شکسته و شاخههای در حال سقوط را دارند.
پیامدهای ناخواسته
گرمایش اقلیم همچنین میتواند توانایی گیاهان برای جذب گردهافشانها را تغییر دهد. برخی گیاهان توانایی گرم کردن خود را توسعه دادهاند تا ترکیبات معطر در شهد و گردهشان در غلظتهای بیشتری آزاد شود تا زنبورها و گردهافشانهای بیشتری را جذب کنند. این تکامل به گیاهان اجازه میدهد تا با دیگر گیاهانی که به دنبال خدمات گردهافشانی هستند رقابت کنند. متأسفانه، کاهش روزهای خنک این روش خاص برای جذب گردهافشانها را تهدید میکند و مزیت گرمایش گیاهی را از بین میبرد.
تهدیدات زیرساختی
تأسیسات تولید عسل اغلب در برابر آتش و آسیبهای بادی آسیبپذیرند. در همین حال، سیلها نه تنها میتوانند کندوی عسل را نابود کنند، بلکه جادهها و پلهای دسترسی را تخریب کنند، مزارع کشاورزان و محصولات را از بین ببرند، حمل و نقل و تحویل کالاها را مختل کنند، تصفیهخانههای آب را تحت فشار قرار دهند و غیره. نگرانیهای مرتبط دیگر نیز بسیارند که در اینجا نمیتوان به همه پرداخت. هزینههای کل تحمیلشده بر جامعه برای این موارد، از جمله هزینههای پزشکی، سر به فلک میکشد.
در حالی که بیمه میتواند کمک کند، افزایش چشمگیر هزینههای ادعاهای بیمه در دهه گذشته باعث شده بسیاری از شرکتهای بیمه نرخهایشان را به شدت افزایش دهند و حتی در مناطق مستعد فاجعه پوشش را کاملاً متوقف کنند. اگر به سوزاندن سوختهای فسیلی ادامه دهیم، هزینههای اقتصادی برای همه ما فراتر از تصور خواهد بود.
مارپیچ سکوت اقلیمی
شرکتهای صنعت تولید سوخت فسیلی برای حفظ سودشان تا حد ممکن، لابی و نفوذ صنعت سوخت فسیلی سازمانها و نهادهای دولتی را متقاعد کرده تا کارکنانشان را از صحبت درباره این مشکل منع کنند. بسیاری حتی استفاده از کلمات «تغییر اقلیم» و «گرمایش جهانی» را در گفتار، چاپ و وبسایتها ممنوع کردهاند. این بخشی از تلاش صنعت برای به تأخیر انداختن اقدامات اجتماعی برای رسیدگی به وضعیت رو به وخامت ماست. فرض میکنند اگر مردم درباره این موضوع صحبت نکنند، به آن بدی که فکر میکنند نیست. بنابراین، آنها هم دربارهاش صحبت نمیکنند و سیاستگذاران نگرانیهای مردم را نمیشنوند، پس این موضوع را در اولویت پایین قرار میدهند. این مانع پیشرفت در راهحلها میشود و بحران اقلیمی را بدتر میکند.
سازگار شدن با شرایط اقلیمی
در همین حال، بسیاری از شخصیتهای سیاسی و رسانهای ادعا میکنند که ما فقط با «واقعیت جدید» سازگار خواهیم شد. چنین اطمینان دادن هایی نادرست، گمراهکننده و در نهایت بسیار خطرناکند، زیرا میتوانند ما را به این فکر وادار کنند که میتوانیم به سادگی با شرایط منطبق شویم و با بحران اقلیمی زندگی کنیم.
زنبورداران میفهمند که اگر هر سال از همان درمان شیمیایی مصنوعی برای کنه استفاده کنند، کنهها به سرعت به درمان مقاوم میشوند. برای جلوگیری از توانایی کنهها در سازگاری و ایجاد مقاومت، مهم است که درمانهای شیمیایی مختلف در طول فصل یا حداقل سالانه استفاده شود. تنوع در درمانها محیط داخلی کندو را از نظر شیمیایی بیثبات و در حال تغییر نگه میدارد و برای کنهها بسیار دشوار، اگر نه غیرممکن، میکند که مقاومت ایجاد کنند.
همین اصل درباره توانایی ما برای سازگاری با اقلیم بیثبات صدق میکند. تا زمانی که مقادیر قابلتوجهی گازهای گلخانهای به اتمسفر اضافه میکنیم، اقلیم به اندازه کافی ثبات پیدا نخواهد کرد تا بتوانیم واقعاً با شرایط جدید سازگار شویم، زیرا تا زمانی که سوزاندن سوختهای فسیلی را متوقف نکنیم، اقلیم مرتب در حال تغییر است و هیچ «اقلیم نرمالی» وجود ندارد. بهترین کاری که میتوانیم انجام دهیم این است که به بهترین شکل ممکن به آخرین فاجعه واکنش نشان دهیم و امیدوار باشیم بهبود یابیم و سپس دعا کنیم منابع کافی برای واکنش و بهبود از بحران بعدی داشته باشیم و همینطور ادامه دهیم. به عنوان زنبوردار، باید تا جایی که میتوانیم برای رویارویی با آیندهای بسیار آشوبناکتر و دشوارتر آماده شویم.

از همراهی شما سپاسگزاریم و امیدواریم مطالعه این مقاله برایتان سودمند بوده باشد. اگر در خصوص این مقاله تجربه یا نظر خاصی دارید لطفا جهت بهره برداری دیگران آنرا در قسمت دیدگاه ها به اشتراک بگذارید.
ترجمه این مقاله توسط مرکز تخصصی زنبورداری و پرورش ملکه ارجان صورت گرفته است.


دسترسی سریع به آخرین مقالات مرتبط :

