
راهنمای مدیریت یکپارچه آفات برای زنبورداران
اصطلاح «کنترل آفات» اغلب تصاویری از کارشناسان سمپاش را در ذهن تداعی میکند که با ماسک، مواد شیمیایی سمی را با دستگاههای پاشنده توزیع میکنند یا هواپیماهایی که آفتکشها را از بالا پخش میکنند. این تصاویر، همراه با دیگر نمایشهای رسانهای از آفتکشها، معمولاً دو واکنش متضاد در مردم ایجاد میکنند: برخی تمایل دارند برای نابودی هر حشرهای که میبینند از مواد شیمیایی استفاده کنند و برخی دیگر به کلی استفاده از این مواد را رد میکنند.
در زنبورداری، این دوگانگی در استراتژیهای کنترل آفات کندو به وضوح مشاهده میشود. بسیاری از زنبورداران با رویکردهایی مواجه هستند که در طیفی از روشها قرار دارند: کاملاً طبیعی (بدون استفاده از مواد شیمیایی)، ارگانیک (فقط با مواد شیمیایی طبیعی) یا متداول (استفاده از هر نوع درمان)، که همگی ممکن است با یا بدون نظارتهای متفاوت به کار گرفته شوند. این تنوع گزینهها میتواند انتخاب راه درست را دشوار کند. یکی از راهحلها برای مدیریت این چالش، بهرهگیری از اصول مدیریت یکپارچه آفات است تا روشهای مختلف دستهبندی شده و زمان و مکان اجرای آنها مشخص گردد.
برخی زنبورداران، بهویژه آنهایی که پیشینهای در سایر سیستمهای کشاورزی دارند، احتمالاً با اصول مدیریت یکپارچه آفات آشنا هستند، اما بسیاری دیگر چنین تجربهای ندارند. شخصاً، من تنها زمانی با مدیریت یکپارچه آفات آشنا شدم که در کشاورزی سویا فعالیت میکردم. مدیریت یکپارچه آفات رویکردی است که روشهای مدیریتی، فیزیکی، بیولوژیکی و شیمیایی را بهطور ترکیبی بهکار میگیرد.
این رویکرد را میتوان به شکل یک نمودار هرمی یا جریان تصویری تصور کرد که از اقدامات کمتهاجمی به سمت اقدامات تهاجمیتر پیش میرود، بهطوری که کنترل شیمیایی در رأس هرم و بهعنوان آخرین گزینه قرار میگیرد.
مدیریت یکپارچه آفات IPM در پاسخ به استفاده گسترده از آفتکشهای مدرن در اواسط قرن بیستم توسعه یافت، که منجر به ظهور آفات مقاوم به حشرهکشها شد. به جای تلاش برای نابودی کامل گونههای آفات، که هدفی تقریباً غیرممکن است، مدیریت یکپارچه آفات تلاش میکند آفات را در سطحی نگه دارد که خسارت اقتصادی ایجاد نکنند. این رویکرد مزایای متعددی دارد؛ از جمله کاهش تأثیر بر موجودات غیرهدف و بهرهگیری از روشهایی مانند درمانهای برنامهریزیشده یا پیشگیرانه که پایدارتر و مقرونبهصرفهتر هستند.
بسیاری از پژوهشگران و زنبورداران برجسته استدلال کردهاند که اصول مدیریت یکپارچه آفات باید در “مدیریت آفات زنبور عسل”، بهویژه کنه واروآ که همهجا حاضر است، بهکار گرفته شود. اگرچه مدیریت یکپارچه آفات منطقی و بدیهی به نظر میرسد، اما اجرای آن به مراتب دشوارتر از بیان ساده آن است. برای بررسی عملی این رویکرد، بیایید با کنه واروآ شروع کنیم و از «رأس» هرم، یعنی استفاده از یک درمان شیمیایی «قوی»، پیش برویم.
شاید غلاقمند باشید مقاله ” روشهای کنترل کنههای واروآ با رویکرد مدیریت یکپارچه آفات (IPM) ” را ملاحظه کنید 🌷

نخست، باید آستانهای برای مداخله تعیین کنیم: چه تعداد کنه باید مشاهده شود تا استفاده از درمان شیمیایی توجیهپذیر باشد؟ یافتن آستانه قطعی برای واروآ دشوار است و با گذشت زمان سختگیرانهتر شده، اما بسیاری از زنبورداران پس از عبور کلنیها از سطح آلودگی ۱ تا ۳ درصد (مثلاً ۳ تا ۹ کنه در هر ۳۰۰ زنبور در شستشوی الکلی) از کنترل شیمیایی استفاده میکنند. فلسفه مدیریت یکپارچه آفات بر این اساس است که پیش از رسیدن به این آستانه، باید راهکارهایی برای کنترل کنهها بدون استفاده از مواد شیمیایی بهکار گرفته شود.
پایه هرم مدیریت یکپارچه آفات معمولاً شامل «کنترلهای مدیریتی» است؛ اصطلاحی که روشهایی برای تغییر محیط زندگی آفات را شامل میشود. بهترین نمونه، پرورش نژادهای مقاوم به آفات است؛ برای زنبورها، این شامل نژادهای روسی و VSH (حساس به واروآ با رفتار بهداشتی) میشود. زنبورهای مقاوم از طریق انتخاب و پرورش زنبورهایی که حذف لاروهای مرده یا بیمار را به حداکثر میرسانند، ایجاد میشوند. این فرآیند طولانی و دشوار است و بسیار پیچیدهتر از استفاده صرف از کنترلهای شیمیایی است؛ نمونهای عالی از سرمایهگذاری بلندمدت در مدیریت یکپارچه آفات برای حل ریشهای مشکلات بهجای درمان مکرر علائم.
گرچه هنوز به زنبورهای کاملاً مقاوم به واروآ نرسیدهایم، نژادهای مقاوم ژنتیکی میتوانند همراه با دیگر روشهای مدیریت یکپارچه آفات بهکار گرفته شوند تا تعداد کنهها زیر آستانه باقی بماند. با صعود در هرم، به درمانهای فیزیکی میرسیم، که شامل استفاده از تختههای زیرین مشبک و حذف شانههای نر است. چرخه منظم قرار دادن تجهیزات کندو در فریزر، تخمها و لاروهای آفات مانند سوسک کوچک کندو و کرم مومی را از بین میبرد و امکان استفاده مجدد از شانهها را بدون خطر گسترش آفات فراهم میکند.
مرحله بعدی معمولاً «کنترل بیولوژیکی» است، یعنی معرفی دشمن طبیعی (شکارچی یا انگل) آفت که بهعنوان متحد بیولوژیکی در تلاشهای مدیریتی عمل میکند. گرچه در دیگر سیستمها موفقیتهایی حاصل شده، پژوهشگران هنوز در جستجوی گزینهای مؤثر برای زنبورداری هستند. در حالت ایدهآل، میتوان از پایه هرم شروع کرده و با استفاده از روشهای غیرشیمیایی مختلف، تعداد کنهها را بیشتر اوقات زیر آستانه نگه داشت و نیاز به مواد شیمیایی را کاهش یا حذف کرد.
مدیریت یکپارچه آفات استفاده از کنترل شیمیایی را رد نمیکند؛ بلکه آن را بهعنوان آخرین گزینه در نمودار درمانها قرار میدهد و ترویج استفاده مسئولانه از آن را در ترکیب با دیگر روشها تشویق میکند. این رویکرد، تعداد گزینههای در دسترس زنبورداران را به حداکثر میرساند و اثربخشی ترکیبی آنها را افزایش میدهد.
موارد فوق تنها نمونههایی از روشهای متناسب با هرم مدیریت یکپارچه آفات هستند و گزینههای دیگری نیز وجود دارد. با این حال، اکثر زنبورداران چالشهای این روشها که زمانبر، دشوار و گاهی پرهزینهاند، را بهخوبی درک میکنند. پیروی از یک برنامه درمان شیمیایی از پیش تعیینشده ممکن است سادهتر باشد، تغییرپذیری را کاهش دهد و برنامهریزی را آسانتر کند، اما این رویکرد به پایداری بلندمدت زنبورداری آسیب میرساند.
برای نمونه، کنههای واروآ مقاوم به آمیتراز، که اصلیترین کنهکش مصنوعی ماست، به طور گسترده شناسایی شدهاند. گرچه استراتژیهای مدیریت یکپارچه آفات به سرمایهگذاری اولیه بیشتری نیاز دارند، اما درک عمیقتر و جامعتری از آفات فراهم میکنند و زنبورداران را قادر میسازند تا در مسیر رشد و شکوفایی کلنیها با شرایط و چالشهای آینده سازگار شوند.

از همراهی شما سپاسگزاریم و امیدواریم مطالعه این مقاله برایتان سودمند بوده باشد. اگر در خصوص این مقاله تجربه یا نظر خاصی دارید لطفا جهت بهره برداری دیگران آنرا در قسمت دیدگاه ها به اشتراک بگذارید.
برای دیدن مقاله اصلی اینجا کلیک کنید
ترجمه این مقاله توسط مرکز تخصصی زنبورداری و پرورش ملکه ارجان صورت گرفته است.

دسترسی سریع به آخرین مقالات مرتبط :

