
راهنمای کامل تشخیص و شناسایی زنبور عسل
برخی افراد بدون داشتن دانش کافی درباره نحوه شناسایی زنبور عسل، زنبورداری را شروع میکنند. اگر تازه با زنبورهای عسل آشنا شدهاید، در اینجا چند نکته مهم برای شناسایی آنها آورده شده است.
چندی پیش بستهای مرموز از طریق پست برایم ارسال شد؛ جعبهای کوچک و سفید که با تمبرهای فراوان پوشیده شده بود. داخل آن، ویالی پلاستیکی پیچیده شده بود و در روزنامه قرار داشت. روی ویال یادداشتی زرد چسبانده شده بود که نوشته بود: «این زنبور عسل را در سکوی پروازی کندویم یافتم. به نظر میرسد مشکلی دارد و گویی ژنتیکش کاملاً به هم ریخته است. میتوانید بگویید چه مشکلی دارد؟ آیا باید نگران باشم؟»
این مقاله نخستین بار در شماره دسامبر ۲۰۱۹ مجله American Bee Journal، جلد ۱۵۹، صفحات ۱۳۶۳ تا ۱۳۶۷ منتشر شد.
در واقع، ژنتیک آن زنبور کاملاً نامنظم بود. DNA آن به قدری در هم پیچیده شده بود که به جای زنبور عسل، تبدیل به زنبور بامبل شده بود. آیا صاحب کندو باید نگران باشد؟ به نظر من بله، زیرا این چهارمین سال زنبورداری او بود و انتظار میرود تا آن زمان بتواند زنبور عسل را به راحتی تشخیص دهد.
اشتباه گرفتن زنبورها توسط زنبورداران امر غیر معمولی نیست
هرچند این اتفاق شاید عجیب به نظر برسد، اما کاملاً رایج است. بارها تصاویر مختلفی برایم ارسال شده که زنبورداران قادر به شناسایی آنها نبودهاند. تابستان گذشته، عکسی از پنج زنبور مرده و سیاه شده که از داخل یک کندو گرفته شده بود برایم فرستادند. زنبوردار میخواست بداند چه نوع زنبورهایی در کنار کلنی او زندگی میکنند. جالب این بود که گفت من چهارمین فردی هستم که این عکسها را برایش فرستاده و هنوز جوابی نگرفته است.
زنبورهای داخل عکس بدون شک زنبورهای عسل همان کلنی بودند که مرده بودند. نمیدانم مشکلشان چه بود؛ جز اینکه فقط میشد گفت مرده ان، چون ظاهرشان سالم به نظر میرسید. شاید فقط پیر یا فرسوده شده بودند. اما نکته عجیب این بود که نه خود زنبوردار و نه دیگران نتوانسته بودند تشخیص دهند اینها زنبور عسل هستند.
بررسی بقایا برای شناسایی زنبورها
در طول یک سال، من حدود ۲۴۰۰۰ نمونه زنبور عسل را در پلتفرم iNaturalist شناسایی یا تأیید کردهام. به عبارت دیگر، در موقعیتهای مختلفی گونه عسل اروپایی را دیدهام. باید اعتراف کنم که برخی نمونهها تشخیصشان سخت است، زیرا له شدهاند، غرق شدهاند، جویده شدهاند، زیر چمنزن رفتهاند، کوبیده شدهاند، بالا آورده شدهاند یا تکهتکه شدهاند. اما اگر با ساختار زنبور عسل آشنا باشید، حتی در میان این آشفتگیها هم میتوانید آن را شناسایی کنید.
البته، بیشتر عکسهای iNaturalist توسط زنبورداران گرفته نشدهاند. برای هر زنبورداری که گاهی اشتباه میکند، میلیونها نفر دیگر هستند که اطلاعات کافی ندارند. برخی همه چیز را زنبور عسل میدانند، حتی سنجاقک، مورچه نجار یا پرندههای کوچک، و برخی دیگر هیچ چیز را زنبور عسل نمیدانند، حتی اگر زنبور در کندو زندگی کند، شبیه هزاران همنوعش باشد و عسل تولید کند. عجب ماجرایی!
زنبورهای خیالی در ذهن غیر زنبورداران
فکر میکنم بسیاری از غیرزنبورداران به دلیل تصورات پیشساختهای که از کارتونها دارند، دچار سردرگمی میشوند. زنبور عسل در ذهن آنها زرد براق است با خطهای سیاه پررنگ، در کندوهای گردی زندگی میکند که از شاخههای درخت آویزان است، و نیش بلندی دارد که از پشتش بیرون زده است. تازه همیشه هم لبخند میزند! انگار هر چه کمتر بدانند، بیشتر آمادهاند که وقتی شناسایی شما با تصوراتشان همخوانی ندارد، بحث کنند.
همین هفته پیش یکی به من اعتراض کرد چون گفتم عکسی که فرستاده، زنبور عسل است. گفت: «اشتباه میکنی! این نمیتواند زنبور عسل باشد چون سیاه است!» هفته قبلتر، یکی گفت: «این خیلی پرمو است که زنبور عسل باشد، لطفاً دوباره نگاه کن.» امروز صبح هم یکی شناسایی من از یک زنبور نجار را رد کرد و گفت: «مطمئنم این زنبور عسلی است چون داشت گلها را گردهافشانی میکرد.»
با این همه سردرگمی، تصمیم گرفتم چند نکته مهم درباره شناسایی زنبورهای عسل، چه سالم و چه آسیبدیده، جمعآوری کنم. نه اینکه از دریافت بستههای حشرات در حال تجزیه ناراضی باشم، ولی شاید بتوانم زحمت کسی را کم کنم.

دو قانون مهم برای شناسایی زنبورها
اولین قانون این است که شناسایی زنبورها باید حداقل بر اساس دو ویژگی انجام شود. با این حال، گونه عسل اروپایی در آمریکای شمالی به هیچ زنبور دیگری شبیه نیست. آنها بسیار شبیه دیگر گونههای زنبور عسل ، بهویژه گونه عسل آسیایی، هستند، اما تا زمان نگارش این مقاله، هیچ گونه دیگری از زنبور عسل در دنیای جدید (آمریکا و کانادا) وجود ندارد. بنابراین اغلب میتوان زنبور عسل را تنها با یک ویژگی، مانند شکل بال جلویی یا پای عقبی، شناسایی کرد. حتی میتوانید با مشاهده تکههای باقیمانده بدون نیاز به دیدن قسمتهای نرم بدن، تشخیص دهید.
قانون دوم این است که ابتدا جنسیت زنبور را مشخص کنید. در بسیاری از گونهها، ظاهر جنس نر و ماده کاملاً متفاوت است و این موضوع در زنبورهای عسل نیز صدق میکند. بارها وقتی گفتهام نمونهای «گونه عسل اروپایی نر» است، کسی که درخواست کمک کرده کاملاً متعجب شده و گفته: «تو باید متخصص باشی، اما حتی من هم میتوانم ببینم این زنبور عسل نیست!» برای برخی گونهها، کلیدهای شناسایی جداگانهای برای هر جنسیت نوشته شده است؛ پس بدون تعیین جنسیت، نمیتوان شناسایی را شروع کرد. زنبورها که تابع قوانین مدرن آمریکا نیستند، در این مورد هیچ انتخابی ندارند!
چگونه جنسیت زنبور را تشخیص دهیم؟
یکی از راههای تشخیص جنسیت، شمردن بخشهای آنتن است. مادهها ۱۲ بخش آنتنی دارند (شامل اسکاپ، پدیسل و ۱۰ فلاجلومر) در حالی که نرها ۱۳ بخش دارند (اسکاپ، پدیسل و ۱۱ فلاجلومر). همچنین میتوانید تعداد بخشهای قابل مشاهده شکم را بشمارید: مادهها شش بخش قابل دیدن دارند و نرها هفت بخش، بقیه بخشها پنهان و بدون تشریح قابل مشاهده نیستند.
سرنخهای دیگری هم وجود دارد. اگر زنبوری بهصورت منظم گرده حمل میکند، قطعاً ماده است. زنبورها گرده را در جاهای مختلفی حمل میکنند و محل حمل گرده به شناسایی کمک زیادی میکند. اگر گرده بهصورت نامنظم و پراکنده روی بدن باشد، ممکن است نر یا ماده باشد. همچنین، اگر هیچ گردهای قابل مشاهده نباشد، باز هم ممکن است نر یا ماده باشد.
برای تشخیص اینکه آیا چیزی زنبور عسل است یا خیر، تعیین جنسیت همیشه لازم نیست. اما اگر چیزی شبیه زنبور عسل کارگر باشد ، نه زنبور نر ، و ۱۳ بخش آنتنی داشته باشد، میدانید که زنبور عسل نیست و احتمالاً نر گونه دیگری است.
ویژگیهایی که به شناسایی زنبورهای عسل کمک میکنند
شاید دوست داشته باشید مقاله ” دستگاه گوارش زنبور عسل ” را ملاحظه کنید 🌷
زنبورهای عسل در دنیای زنبورها خاص هستند. آنها با تمام توان کار میکنند: کلنیهای عظیم، مناطق جستجوی گسترده، توانایی جمعآوری بیپایان و نیشهای دردناک. هیچ وقت نمیتوانید یک دسته زنبور عسل را با تجمع زنبورهای دیگر اشتباه بگیرید، یا کندوی زنبور عسل را با لانه زنبورهای میسون قاطی کنید.
با این حال، وقتی به یک زنبور تنها نگاه میکنید، تشخیص آن ممکن است سخت باشد. پس بیایید چند ویژگی را ببینیم که فریاد میزنند: گونه عسل اروپایی.
چشمهای پرمو
تعداد کمی از گونههای زنبور چشمهای پرمو دارند. من در کارهای شناسایی خود چند مورد دیدهام، اما این ویژگی چندان رایج نیست. زنبورهای عسل دارای چشمهای مرکب پرمویی هستند که با دوربین یا لنز دستی به راحتی قابل مشاهده است. علاوه بر این، زنبورهای نر چشمهایی دارند که در بالای سر به هم میرسند، شبیه به چشمهای مگس. این دو ویژگی در دنیای زنبورها چندان متداول نیست، بنابراین نشانههای خوبی برای زنبور عسل هستند.
بدون خار تیبیا
تقریباً همه گونههای زنبور دو خار تیبیا روی هر پای عقبی دارند. این خارها در انتهای تیبیا، نزدیک اتصال به باسیتارسوس، قرار دارند و برای حفر خاک یا حفرهها مفید هستند. زیرا زنبورهای عسل در شانههای مومی زندگی میکنند، نیازی به خارهای تیبیا ندارند. هیچ، صفر.
اینجا جایی است که قانون دو ویژگی مفید است. اگر زنبوری در دنیای جدید چشمهای پرمو و بدون خار تیبیا داشته باشد، حتماً زنبور عسل است. میدانم تشخیص نبود چیزی دشوار است، بنابراین اینگونه فکر کنید: اگر زنبور شما خار تیبیا داشته باشد، زنبور عسل نیست.

بخشهای پهن پا
هنگامی که به عکسها نگاه میکنید، بخشهای پهن پای عقبی زنبور عسل کارگر به راحتی قابل تشخیص است. تیبیا (که کوربیکولا را نگه میدارد) و باسیتارسوس (بلافاصله زیر تیبیا) در زنبورهای عسل پهن و صاف هستند. همچنین میتوانید پرس گرده را ببینید که بین این دو قرار دارد و برای فشردن گرده به کوربیکولا استفاده میشود.
در آمریکای شمالی، تنها زنبورهای بامبلبی بخشهای پهن مشابهی دارند. این نواحی براق که با موهای بلند و سفت لبهدار شدهاند، در زنبورهای کوربیکولات—گونههایی که گرده مرطوبشده با شهد را به گلولههای متراکم تبدیل میکنند—رایج است. علاوه بر زنبورهای عسل و بامبلبیها، تنها زنبورهای کوربیکولات دیگر در آمریکای شمالی زنبورهای ارکیده معرفیشده به فلوریدا هستند که به دلیل رنگ فلزی براق و کیسههای جمعآوری روغن روی پاها به سختی با زنبورهای عسل اشتباه گرفته میشوند. زنبورهای بدون نیش نیز کوربیکولات هستند، اما شمال مکزیک یافت نمیشوند.
باز هم با قانون دو ویژگی، زنبوری با بخشهای پهن پا (کوربیکولای قابل مشاهده) و چشمهای پرمو حتماً زنبور عسل است. زنبورهای بامبلبی پاهای پهن دارند، اما چشم پرمو ندارند. علاوه بر این، بامبلبیها خار تیبیا دارند، اما زنبورهای عسل ندارند.
زبان بلند
بسیاری از زنبورها زبان بلند دارند. در واقع، دو خانواده از هفت خانواده زنبورها—Apidae و Megachilidae—به طور جمعی به عنوان زنبورهای زبانبلند شناخته میشوند. اما بلند بودن یک چیز است و بسیار بلند بودن چیز دیگری. زبان زنبور ارکیده تقریباً به طول کل بدن آن است.
زنبورهای عسل زبانی در سمت کوتاهتر طیف زبانبلندها دارند. با این حال، اگر زنبور مردهای داشته باشید که زبانش بیرون باشد، میتوانید ایده خوبی از طول آن به دست آورید. اگر به نظر شما بلند بیاید، احتمالاً چنین است.

آروندهای صاف
آروندها در اندازههای بزرگ و کوچک، با دندانهای متعدد و تیغههای برش، بسته به سبک زندگی زنبور—مانند چاقوهای سوئیسی برای زنبورها—وجود دارند. از سوی دیگر، زنبورهای عسل آروندهای قاشقیشکل منحصربهفردی دارند که برای خدمات خاص طراحی شدهاند. پشت آروند زنبور عسل کانالهایی دارد که غذای لارو را از غدد زنبور به سلول لارو هدایت میکند تا جوانان را تغذیه کند، و لبههای گرد از آسیب به شانه جلوگیری میکند.
گونههای دیگر زنبور لاروهای خود را به صورت تدریجی مانند زنبورهای عسل تغذیه نمیکنند. به جای غذای مایع، یک توپ گرده شیرینشده برای جویدن لاروها باقی میگذارند. این زنبورها نیازی به آروندهای کانالدار با لبههای گرد ندارند، اما استفادههای زیادی از ابزارهای تیز که میتوانند برش دهند، اره کنند، جویده شوند، پاره شوند و شانه بزنند، دارند. به دلیل طراحی سفارشی، آروند زنبور عسل به راحتی قابل شناسایی است.
مکندهها برای راه رفتن
آرولیومها بین چنگالهای تارسال برخی زنبورها وجود دارند. آرولیومها مکندههای کوچکی هستند که به زنبور کمک میکنند روی دیوارها، سقفها، پنجرهها و فنجانها راه برود. گرچه همه زنبورها آرولیوم ندارند، زنبورهای عسل از جمله کسانی هستند که دارند.
زنبورهای دیگر، حتی زنبورهای زبانبلند مانند برگبرها، آرولیوم ندارند. بنابراین وجود آرولیوم یکی از مواردی است که میتوانید هنگام جستجوی چندین ویژگی از آن استفاده کنید. یا اگر تنها چیزی که از آخوندک باقی مانده یک پا بدون آرولیوم باشد، میدانید که این یکی از دختران شما نیست. حداقل این بار نه.

الگوهای رنگی شکم
گاهی یک عکس تنها یک سایه مبهم نشان میدهد، اما اغلب میتوانید زنبور عسل را تنها با الگوی رنگی شناسایی کنید. بیشتر زنبورهای عسل ما نه کاملاً سیاه هستند و نه زرد پررنگ، بلکه چیزی بین این دو. اغلب رنگ بخشهای T1-T2 (دو بخش اول قابل مشاهده شکم) یک نارنجی کدر با خطوط تیره است. این نارنجی به تدریج در بخشهای باقیمانده به سیاه تبدیل میشود. این یک ویژگی نسبتاً قابل اعتماد است که حتی از فاصله نیز قابل مشاهده است.
هابیتوس یا شکل کلی بدن
هابیتوس یک اصطلاح زیستشناختی است که به ساختار کلی بدن یک موجود اشاره دارد. اینگونه فکر کنید: از فاصله میتوانید یک سگ کالی را از پودل یا بولداگ تنها از روی شکل، نحوه ایستادن و اندازه تشخیص دهید. پس از کار با زنبورهای عسل برای مدتی، میتوانید ساختار خاص آنها را در میان گروهی از زنبورهای تصادفی تشخیص دهید.
به همین ترتیب، نحوه حرکت یک موجود میتواند سرنخی برای شناسایی آن باشد. البته، باید زنده باشد تا حرکت کند، و همیشه چنین نیست. اما زنبور عسل با سرعت منحصربهفردی از گلی به گل دیگر میرود، اغلب پاهایش را آویزان میکند و به شیوه قابل شناسایی خود به گل نزدیک میشود. حرکت آن بسیار متفاوت از زنبور خاککن پرجنبوجوش یا برگبر سبکپا است.

صدای وزوز
صدای وزوز زنبور عسل نیز منحصربهفرد است. اگر از طریق دوربین به یک زنبور خیره شوم، میتوانم—و اغلب تشخیص میدهم—برخی گونههای دیگر را تنها از روی صدا شناسایی کنم. ممکن است روی یک زنبور عسل تمرکز کنم و صدای یک بامبلبی را از سمت چپ و یک پشمچین را از سمت راست بشنوم. شنیدن صدای زنبور و تلاش برای نامگذاری آن نوعی سرگرمی است. چند بار امتحان کنید، و تعجب خواهید کرد که چقدر سریع عادی میشود.
اعتماد به رگهای بال
بهترین را برای آخر نگه داشتم. هیچ چیز مانند رگهای بال برای شناسایی سریع و قابل اعتماد زنبورها در سطح جنس نیست. متأسفانه، آنها برای شناسایی در سطح گونه کمکی نمیکنند. به عبارت دیگر، نمیتوانید یک بامبلبی شرقی معمولی را از بامبلبی کمربند قهوهای با رگهای بال تشخیص دهید، اما قطعاً میتوانید بامبلبی را از زنبور عسل یا زنبور نجار جدا کنید.
به عنوان یک زنبوردار، حتماً باید الگوی بال زنبور عسل را به خاطر بسپارید، زیرا این به تنهایی هر بار شناسایی قطعی ارائه میدهد، حداقل در نیمکره غربی. در تقریباً همه مواردی که از من خواسته شده یک زنبور ناقص را شناسایی کنم، رگهای بال کلید بودند. بهترین بخش آن است که یادگیری آنها آسان است.
مهمترین بخش بال زنبور عسل سلول حاشیهای نامیده میشود. این سلول باریک، بسیار بلند است و вдоль لبه جلویی بال جلویی قرار دارد. کل سلول خم ملایمی دارد و انتهای دور از بدن گرد است. به نظر من، شبیه یک سوسیس کارتونی است.
دومین سلول غیرمعمول، سلول سوم زیرحاشیهای است. بسته به گونه، زنبورها یک، دو یا سه سلول مستقیماً زیر سلول حاشیهای دارند که به آنها سلولهای زیرحاشیهای یک، دو و سه گفته میشود، با اولی نزدیکترین به بدن. این سلولها شکلها و اندازههای متفاوتی دارند، اما سلول سوم زیرحاشیهای زنبور عسل بزرگ و نامنظم است و از سلول حاشیهای زاویه میگیرد.
تکههای پازل داستان را روایت میکنند
من شناسایی زنبورها را دوست دارم زیرا پازل و معما را دوست دارم. برای من سرگرمکننده است که بفهمم چه میدانم و چه باید بدانم تا یک گونه را شناسایی کنم. اما حتی اگر تنها قصد شناسایی زنبورهای عسل را داشته باشید، ارزشمند است که بدانید کدام قسمتها مهم هستند و کدام را میتوانید نادیده بگیرید. خیلی زود قادر خواهید بود زنبور عسل را شناسایی کنید، چه بیمار باشد، چه مرده، چه فرسوده یا ناقص. این کار سرگرمکننده است، پس امتحان کنید.

از همراهی شما سپاسگزاریم و امیدواریم مطالعه این مقاله برایتان سودمند بوده باشد. اگر در خصوص این مقاله تجربه یا نظر خاصی دارید لطفا جهت بهره برداری دیگران آنرا در قسمت دیدگاه ها به اشتراک بگذارید.
ترجمه این مقاله توسط مرکز تخصصی زنبورداری و پرورش ملکه ارجان صورت گرفته است.


دسترسی سریع به آخرین مقالات مرتبط :

