1531565-51654
زمان مطالعه : 6 دقیقه
زنبورداری بدون درمان، بحث داغی در میان زنبورداران ایجاد کرده است. برخی معتقدند این روش با ایجاد «بمب‌های کنه‌ای» به کلنی‌های اطراف آسیب می‌زند، اما دیگران می‌گویند این روش به زنبورها کمک می‌کند مقاومت طبیعی پیدا کنند. مدیریت‌هایی مانند تقسیم کلنی و حذف لاروهای نر می‌تواند به اندازه درمان‌های شیمیایی مؤثر باشد. سرزنش دیگران به جای تمرکز بر مدیریت کنه‌ها، باعث تفرقه می‌شود. زنبورداران بدون درمان با آزمایش روش‌های جدید، به صنعت خدمت می‌کنند، اما بیماری لوک آمریکایی همچنان تهدید واقعی است.
آنچه در این مقاله خواهید خواند!
0 نفر این پست را پسندیدند
علامت گذاری مقاله

زنبورداری بدون درمان؛ تهدید یا فرصت؟

Ross Conrad

زنبورداری بدون درمان

توسط : راس کانراد

یکی از بحث‌های داغ و همیشگی، گلایه برخی زنبورداران است که معتقدند کسانی که بدون درمان فعالیت می‌کنند، به آن‌هایی که با دقت کامل توصیه‌های مدیریتی را دنبال می‌کنند و به گفته خودشان «بهترین روش زنبورداری» را پیش گرفته‌اند، آسیب می‌رسانند. این گروه باور دارند زنبوردارانی که کنه‌ها را به‌طور منظم بررسی و درمان نمی‌کنند، باعث ایجاد «بمب‌های کنه‌ای» می‌شوند. این بمب‌ها زمانی شکل می‌گیرند که کلنی‌ها پر از کنه واروآ شوند و با کاهش جمعیت کلنی، کنه‌ها از طریق زنبورهای سرگردان یا غارتگر به کندوهای اطراف سرایت کرده و آن‌ها را آلوده کنند.

همه زنبورداران دوست دارند بدون نیاز به درمان فعالیت کنند. در واقع، پیش از گسترش جهانی کنه واروآ، تقریباً همه زنبورداران بدون درمان کار می‌کردند. اکنون کسانی که برای کنترل کنه‌ها اقدام می‌کنند، عمدتاً برای این است که به زنبورهایشان کمک کنند زنده بمانند. این زنبورداران با استفاده از درمان‌ها، همسایه‌های مسئولیت‌پذیری برای دیگران در منطقه هستند؛ آن‌ها با جلوگیری از تبدیل کلنی‌هایشان به منبع گسترش کنه‌ها و آفات، خدمتی به زنبورداران اطراف ارائه می‌دهند و به نظر می‌رسد با این کار، انسانی‌تر عمل می‌کنند، چرا که ممکن است از رنج بی‌مورد کلنی‌ها جلوگیری شود.

با این حال، زنبوردارانی که از درمان کنه‌های واروآ خودداری می‌کنند، دلایل محکمی برای انتخابشان دارند. آن‌ها معتقدند زنبورهای عسل هزاران سال بدون دخالت انسان، حتی در دوره‌های آشوب اقلیمی، به‌خوبی دوام آورده‌اند. این زنبورداران امیدوارند که با پرهیز از درمان، به زنبورها کمک کنند تا به‌تدریج مقاومت طبیعی در برابر کنه‌ها پیدا کنند و از شکل‌گیری کلنی‌هایی که کاملاً به دخالت انسان وابسته‌اند، جلوگیری شود.

بسیاری از زنبورداران همچنین از سرعت بالای ایجاد مقاومت در کنه‌ها نسبت به برخی درمان‌های امروزی انتقاد دارند. کدام زنبوردار دلش می‌خواهد عسل و مومش با باقی‌مانده‌های آفت‌کش‌هایی که از برخی درمان‌های تجاری تأییدشده یا حتی استفاده‌های غیرقانونی به جای مانده، آلوده شود؟ این نگرانی سبب شده بازار محصولاتی که از کندوهای بدون مواد شیمیایی یا آنتی‌بیوتیک و با روش‌های انسانی برداشت می‌شوند، رونق گیرد.

جالب است بدانید که برخی از زنبورداران بدون درمان، به هیچ وجه مداخله نمی‌کنند. به نظر می‌رسد این روش دیگر زنبورداری بدون درمان نیست، بلکه بیشتر شبیه فراهم کردن فضایی است که کلنی مانند یک کلنی وحشی زندگی‌اش را سپری کند. با این حال، گروه دیگری از زنبورداران بدون درمان، در مواردی مانند تغذیه برای جلوگیری از گرسنگی، اقداماتی برای کنترل تولید مثل، برداشت عسل یا حتی جایگزینی ملکه با کشتن ملکه قدیمی و آوردن ملکه جدید، مداخله می‌کنند. این روش اجازه می‌دهد کارگران موجود در کندو حفظ شوند، در حالی که ملکه جدید جمعیت را با زنبورهای کارگر و نر با ژنتیک متفاوت جایگزین می‌کند.

شاید غلاقمند باشید مقاله ” ضد عفونی و تمیز کردن قاب‌های کندو و تجهیزات زنبورداری ” را ملاحظه کنید 🌷

بنر 1 تبلیغات وبلاگ

زنبوردارانی که بدون درمان‌های دارویی کار می‌کنند، به مداخلات مدیریتی روی می‌آورند و روش‌های گوناگونی برای مقابله با کنه‌های واروآ دارند. برخی از آن‌ها هیچ اقدامی برای کنترل کنه انجام نمی‌دهند و تنها بر ژنتیک زنبورها، چرخه طبیعی تولیدمثل و گاهی بر تخته‌های زیرین مشبک (کفی کفباز) تکیه می‌کنند تا از فروپاشی کلنی جلوگیری کنند. با این حال، بیشتر کلنی‌هایشان ظرف دو تا سه سال از بین می‌روند، مگر آنکه از ابتدا فاقد کنه باشند و در مکانی نسبتاً دورافتاده نگهداری شوند که ورود کنه‌ها به آن محدود باشد.

بیشتر زنبورداران بدون درمان از روش‌های مدیریتی برای کنترل کنه‌ها بهره می‌برند، بدون آنکه مواد خارجی به کندو وارد کنند. این گروه معمولاً به دو دسته تقسیم می‌شوند:

  • دسته‌ای که به ژنتیک کلنی و تقسیم منظم و مؤثر کلنی‌های بازمانده اعتماد می‌کنند تا جایگزین کلنی‌های ازدست‌رفته شوند و از ضرر جلوگیری کنند.
  • دسته‌ای که از ترکیبی از تکنیک‌های مدیریتی مانند تخته زیرین مشبک، توقف تخم‌گذاری، حذف لاروهای نر و تعویض شانه‌های قدیمی، همراه با مقداری تحمل ژنتیکی، استفاده می‌کنند تا کنه‌ها را تحت کنترل نگه دارند. این ترکیب روش‌ها می‌تواند به اندازه درمان‌های تجاری در کنترل کنه مؤثر باشد و شاید انتقادهایی که اغلب به زنبورداران بدون درمان درباره «بمب کنه‌ای» وارد می‌شود، خنثی کند.

در مناطق شمالی آمریکا، جایی که زمستان‌ها طولانی و چرا برای زنبورها محدود است، بمب‌های کنه‌ای چندان نگران‌کننده نیستند. به دلیل توقف تخم‌گذاری در زمستان‌های سرد، سطح کنه‌ها در بهار بسیار پایین است، حتی زمانی که کلنی‌ها با تعداد بالای کنه وارد زمستان شده باشند. در این مناطق، کنه‌های واروآ معمولاً در شهریور و مهر (سپتامبر و اکتبر) به سطوح خطرناک می‌رسند، زمانی که هوا برای چرا کردن چندان مناسب نیست.

اگر کلنی در پاییز به دلیل تعداد زیاد کنه فرو می‌پاشد، هوای سرد فرصت کمی برای زنبورهای غارتگر از کلنی‌های اطراف فراهم می‌کند تا عسل را بدزدند و در این فرآیند کنه‌ها را به کندوهای خود منتقل کنند. تنها کلنی‌های شمالی که معمولاً در معرض فروپاشی ناشی از بمب‌های کنه‌ای هستند، آن‌هایی‌اند که در زنبورستان‌های مشترک قرار دارند، جایی که زنبورهای سرگردان و غارتگر می‌توانند به‌راحتی به کندوهای پر از کنه دسترسی پیدا کنند، حتی در هوای نسبتاً گرم.

سؤال اساسی این است: «وقتی بمب کنه‌ای کنه‌ها را به همه کلنی‌های محله پخش می‌کند، مقصر کیست؟ صاحب کلنی که کلنی‌اش فرو می‌پاشد، یا زنبورداری که به موقع از افزایش جمعیت کنه‌ها جلوگیری نمی‌کند؟»

پس چه کسانی واقعاً به صنعت زنبورداری آسیب می‌رسانند؟ آیا زنبوردارانی که همچنان از درمان‌های شیمیایی سمی، چه قانونی و چه غیرقانونی، استفاده می‌کنند و موم و گاهی حتی عسل را آلوده می‌کنند و تکامل طبیعی زنبورهای مقاوم به کنه را کند می‌سازند؟ یا زنبورداران مهاجری که بید موم، سوسک‌های کوچک کندو و تعداد بی‌شماری پاتوژن زنبور را در سراسر کشور گسترش می‌دهند؟ شاید آن‌هایی که شانه‌های موم مصنوعی با نام تجاری گمراه‌کننده «BetterComb» را می‌فروشند یا استفاده می‌کنند و عرضه موم طبیعی خالص را صرفاً برای راحتی خرید شانه‌های آماده آلوده محدود می‌کنند؟

با این حال، زنبوردارانی که به‌عنوان تهدید واقعی برای همکاران شناخته می‌شوند، کسانی هستند که نمی‌توانند بیماری لوک آمریکایی، مرگبارترین و مسری‌ترین بیماری زنبور عسل، را به‌موقع شناسایی و کنترل کنند. به همین دلیل است که برنامه ملی بازرسی زنبورستان در تقریباً همه ایالت‌های آمریکا ایجاد شده است. این زنبورداران تهدیدی آشکار برای دیگران محسوب می‌شوند.

بازرسی کندو

زنبورداران بدون درمان، به‌جای اینکه تهدیدی برای دیگران باشند، در موقعیتی منحصربه‌فرد قرار دارند تا آزمایش کنند و ریسک‌هایی را بپذیرند که عملیات‌های بزرگ تجاری از انجام آن‌ها اجتناب می‌کنند. به این ترتیب، آن‌ها خدمتی مهم به صنعت زنبورداری ارائه می‌دهند.

وقتی پای تهدید برای دیگر زنبورداران به میان می‌آید، زنبورداران بدون درمان واقعاً مقصر نیستند. حتی در مناطق گرم جنوبی که جمعیت کنه‌ها تقریباً همیشه در حال افزایش است و زنبورهای غارتگر تمام سال فعال‌اند و بمب‌های کنه‌ای تهدید واقعی محسوب می‌شوند، مسئولیت اصلی بر عهده صاحب کلنی است که به‌عنوان نگهبان کندو، سطح کنه‌ها را کنترل و مدیریت کند. سرزنش دیگران به دلیل ناتوانی خودمان در نظارت بر کندوها و کنترل جمعیت کنه‌ها، صرفاً تلاش برای دور کردن تقصیر از خود است.

ممکن است زنبورداران درمان‌کننده آرزو داشته باشند مجبور به استفاده از درمان‌ها نباشند و از روش‌های خود چندان راضی نباشند، و این باعث شود خشمشان را روی زنبوردارانی خالی کنند که روش‌های جایگزین را اجرا می‌کنند. بنابراین، ممکن است تهدید واقعی افرادی باشند که با سرزنش دیگران، باعث ایجاد تفرقه می‌شوند.

در مناطق شمالی، زنبورداران به‌ندرت از بمب‌های کنه‌ای آسیب می‌بینند، زیرا زمانی که جمعیت کنه‌ها به حدی می‌رسد که کلنی را تهدید می‌کند، معمولاً فرصت کمی برای زنبورهای دیگر کلنی‌ها وجود دارد تا به کندوهای در حال فروپاشی سر بزنند یا آن‌ها را غارت کنند.

انگشت اتهام به سمت دیگران گرفتن و خشم نشان دادن، معمولاً بهترین راه‌حل نیست. اغلب خشم ما ناشی از ترس است؛ ترس از دست دادن زنبورهایمان. این بازی سرزنش، حواس ما را از مشکل اصلی یعنی باقی‌مانده‌های شیمیایی سمی پرت می‌کند، که شواهد نشان می‌دهند از سال ۱۳۸۵ (۲۰۰۶ میلادی) عامل اصلی خسارات گسترده صنعت بوده است. جالب است که کلنی‌های وحشی نیز با همان مشکل نظری «بمب کنه‌ای» مواجه‌اند، اما به ندرت هدف سرزنش یا انتقاد قرار می‌گیرند.

به جای سرزنش، بهتر است یادمان باشد که همه زنبورداران همیشه بهترین تلاششان را می‌کنند. در این حوزه، هیچ «آدم بدی» وجود ندارد؛ همه ما با نیت خوب و با «کلاه سفید» عمل می‌کنیم. هر زنبوردار با توجه به تجربه، زمان، تعهدات، وضعیت سلامتی، فشار مالی و اهداف خود، بهترین تصمیم ممکن را برای زنبورهایش می‌گیرد. متأسفانه، برای برخی، بهترین کاری که در این نقطه چالش‌برانگیز می‌توانند انجام دهند، متهم کردن دیگران است که کار را برایشان سخت‌تر کرده‌اند.

«بهترین راه زنبورداری» نباید محدود به سنت، ایدئولوژی یا یک روش مدیریتی واحد باشد، بلکه باید بر احترام به زیست‌شناسی و تکامل زنبورها، توجه به غرایز طبیعی کلنی و ارزش‌گذاری به فلسفه، باورها، اهداف و توانایی‌های زنبورداری که مسئولیت زنبورها را بر عهده دارد، مبتنی باشد.

165465465484-156546546544

از همراهی شما سپاسگزاریم و امیدواریم مطالعه این مقاله برایتان سودمند بوده باشد. اگر در خصوص این مقاله تجربه یا نظر خاصی دارید لطفا جهت بهره برداری دیگران آنرا در قسمت دیدگاه ها به اشتراک بگذارید.

برای دیدن مقاله اصلی اینجا کلیک کنید

ترجمه این مقاله توسط مرکز تخصصی زنبورداری و پرورش ملکه ارجان صورت گرفته است.

مطالعه کامل مقاله

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سبد خرید
پیمایش به بالا
از همراهی شما بسیار سپاسگزاریم

لطفا خطاهای علمی و نگارشی مقاله مطالعه شده خود را به ما اطلاع دهید تا در صورت تایید بررسی،اصلاح و بروزرسانی گردد،به جهت تسهیل تنها عنوان و توضیحات گزارش ضروری می باشد.

هیچ داده‌ای یافت نشد