
مشاهدات زنبورداری؛ ورودی کندو و نشانگر سلامت کلنی
اخیراً یکی از زنبورداران از من پرسید اگر فقط بتوانم سه توصیه کلیدی به زنبورداران تازهکار بدهم، چه کارهایی را پیشنهاد میکنم؟ این پرسش جالبی بود که پس از سخنرانیام درباره اکولوژی بیماریهای زنبور عسل مطرح شد.
کمی فکر کردم و گفتم:
- اول، کلنیهایی که تعداد کنههای واروآ در آنها به آستانه یا نزدیک به آستانه رسیده است را شناسایی کنید و فوراً اقدام به درمان نمایید، حتی اگر به معنای از دست دادن محصول عسل آن کلنی باشد. اگر تمایلی به استفاده از درمان شیمیایی ندارید و زمان سال اجازه میدهد قابهای نر را حذف کنید، این کار را بدون معطلی شروع نمایید. ابتدا به عنوان یک متخصص بیماریهای زنبور عمل کنید، سپس برنامه پرورش خود را تنظیم کنید.
- دوم، زمانی که کلنیای را مییابید که پر از مواد عفونی مانند بیماریهای لاروی یا مشکلات دیگر است، منتظر مرگ آن و غارت شدنش نباشید؛ آن را معدوم کنید و به کار خود ادامه دهید. شناسایی این کلنیها نیاز به تجربه دارد، زیرا نمیخواهیم زنبورداران تازهکار کلنیهای قابلنجات را به اشتباه حذف کنند. اما هنگامی که کلنی دردسر بیشتری نسبت به ارزشش ایجاد میکند، بهتر است آن را حذف نمایید. من این کار را با کلنی مبتلا به لارو گچی انجام دادم و این یکی از بهترین تصمیمات مدیریتیام بود.
- سوم، از اوایل مردادماه تغذیه برای آمادهسازی زمستان را آغاز کنید. من در مریلند از این زمان شروع میکنم. در حین تغذیه، کلنیهایی با مشکل ملکه را شناسایی میکنم که این فرصت مناسبی است تا ملکه را تعویض کرده و تغذیه را ادامه دهم. به این ترتیب، کلنی حداقل ۶ هفته فرصت دارد تا جمعیت لازم برای زمستان را بسازد. اگر تغذیه را اواخر شهریور یا اوایل مهر آغاز کنید، کلنیهای ضعیف فرصت لازم برای آمادهسازی زمستانی را از دست میدهند.
1. شناسایی زود هنگام کلنیهای آلوده و مدیریت فوری واروآ

کنه واروآ در زنبور عسل اروپایی (Apis mellifera) به شکلی قابل توجه و بهسرعت تکثیر مییابد. این انگل که اخیراً بهصورت تکاملی به میزبان جدید خود منتقل شده، بهطور کامل با زنبور عسل اروپایی سازگار شده است. در صورت عدم مدیریت مناسب، واروآ میتواند در مدت زمان کوتاهی کلنی را به نابودی بکشاند. روشهای مدیریتی از جمله درمانهای شیمیایی قادر به پیشگیری از مرگ کلنی هستند و روشهای غیرشیمیایی مانند حذف قابهای نر نیز میتوانند بهطور مؤثری از گسترش کنهها جلوگیری نمایند.
هرچند برخی نژادهای زنبور مقاومت بیشتری نسبت به کنهها از خود نشان میدهند، ولی تاکنون راهکار ژنتیکی قطعی وجود ندارد. شناسایی و مدیریت کلنیهایی که در آنها رشد کنهها از توانایی زنبورها برای کنترل آن پیشی گرفته است، از اهمیت بالایی برخوردار است؛ زیرا استمرار استفاده از خطوط ملکه این کلنیها در برنامههای پرورشی مطلوب نیست.
برای زنبورداران تازهکار توصیه میشود که بهطور مداوم تراکم کنهها را پایش کنند و در نخستین مرحله مشاهده مشکل، اقدام به مدیریت نمایند. آستانه اقدام بسته به شرایط منطقهای و فصل سال متفاوت است. همچنین ضروری است که زنبورداران بهعنوان متخصصین کلنیهای خود، عوامل مؤثر همچون کاهش جمعیت زنبورها، شرایط محیطی نامناسب یا نقص در ملکه را شناسایی کرده و اقدامات لازم را به موقع انجام دهند.
2. از بین بردن کلنیهای آلوده
در اکولوژی بیماری، حذف میزبانها به دلایل مختلف اتفاق میافتد. واژه «حذف» اهمیت زیادی دارد چون بسته به شرایط میتواند معانی متفاوتی داشته باشد. مثلاً اگر من به کشوری دیگر مهاجرت کنم و برای همیشه آنجا بمانم، عملاً خودم را از جمعیت اولیه حذف کردهام. اما اگر هواپیما سقوط کند و من بمیرم، از همه جمعیتها حذف میشوم. در یک سناریو زندگی خوبی دارم و در دیگری خیر. از دیدگاه اکولوژی بیماری، حذف یعنی دیگر هیچ تماسی با اعضای جمعیت ندارم، چه زنده بمانم و چه نه. حذف میتواند به معنای بهبودی هم باشد.
مدل SIR (حساس، عفونی، بهبودیافته یا حذفشده) وضعیتهای ممکن هر میزبان را نشان میدهد: یا حساس هستید و میتوانید آلوده شوید، یا عفونی هستید و قادر به انتقال بیماری به دیگران هستید، یا حذف شدهاید (از طریق مرگ، مهاجرت، یا ایزوله شدن)، یا بهبود یافتهاید (یعنی ایمنی پیدا کردهاید و دیگر بیمار نمیشوید، مانند آبلهمرغان).
برای کنترل بیماریهای واگیر، تعداد میزبانهای عفونی را کاهش داده و تماس آنها با میزبانهای حساس را قطع میکنیم. حالا با کلنیای که مواد عفونی زیادی دارد چه باید کرد؟ من یک کلنی را که از یک زنبوردار مهاجر خریده بودم معدوم کردم. این کلنی قرار بود دو جعبه عمیق پر از زنبور باشد، اما فقط ۵ قاب با پوشش زنبور و لاروهای بیمار داشت. این کلنی چند نشانه منفی داشت:
جمعیت کم در زمانی که باید زیاد میبود، لاروهای بیمار به جای سالم، پوشش کم زنبورهای بالغ، ناتوانی در کنترل سوسکهای کوچک کندو یا حذف لاروهای در حال مرگ.
وقتی چند نشانه منفی همزمان به یک مشکل اشاره میکنند، فوراً اقدام میکنم. اصلاح این کلنیها را دوست ندارم چون هیچ ارزشی در آنها نیست. افزودن قابهای لاروی سالم به چنین کلنیهایی، هزینه بیشتری نسبت به ارزش آنها دارد. این مثل هدر دادن پول خوب برای به دست آوردن پول بد است. اگر تعویض ملکه یا افزودن لارو نتواند مواد عفونی را به طور کامل حذف کند، تنها یک کلنی بیمار را برای مدت طولانیتر در زنبورستان نگه داشتهایم.
- آیا شانهها پس از یک ماه در تقسیمات هنوز عفونی هستند؟
- آیا بیماری هنگام مرگ و غارت کلنی به کلنیهای سالم سرایت میکند؟
- خلاصه، آیا نگه داشتن چنین کلنی هزینه بیشتری نسبت به حذف فوری آن دارد؟
من با آب و صابون، کلنی، کف کندو و تجهیزات چوبی را ضدعفونی کردم. تا زمان نوشتن این مقاله، دیگر به آن کلنی فکر نمیکردم. برای تأکید باید بگویم که امسال تعداد کلنیهایم تقریباً سه برابر شده است. برای توسعه زنبورداری، نیازی نیست کلنیهای مشکلدار را نگه داشت.
شاید دوست داشته باشید مقاله ” چگونه عملکرد کندوی زنبور عسل را بهبود بخشیم؟ ” را ملاحظه کنید 🌷

3. آماده سازی زمستانی از مردادماه
آمادهسازی برای زمستان از وسط تابستان شروع میشود. این یکی از مهمترین درسهایی بود که در زنبورستان فرنچ هیل در سنت آلبانز، ورمونت از مایکل پالمر، پرورشدهنده معروف ملکه، یاد گرفتم. او خیلی قبل از پاییز ملکهها را تعویض و کلنیها را تغذیه میکند، چون وقتی هوا سرد شود، دیگر نمیتوان جبران کرد.
درس اصلی این است که با رسیدگی به کلنیهای ضعیف در وسط تابستان، زمان کافی به آنها داده میشود تا جمعیت لازم برای خوشهبندی زمستانی را بسازند. کلنیای که مشکل ملکهاش در اوت حل شود، قبل از رسیدن سرما چند دوره پرورش لارو خواهد داشت. همچنین تغذیه در این زمان حیاتی است. کلنیهای تحت فشار غذایی و ضعیف نمیتوانند خوشه زمستانی قوی تشکیل دهند.
تغذیه در اوایل پاییز به آنها اجازه میدهد جمعیت خود را به موقع بازسازی کنند. زنبورها در هوای گرم شربت را سریعتر مصرف میکنند، پس بهتر است از این فرصت استفاده کنید. من ترجیح میدهم زنبورهایم در هوای حدود ۲۷ درجه سانتیگراد در اوت شربت با نسبت ۲:۱ مصرف کنند تا در دمای پایینتر و سردتر اکتبر بهصورت آرامتر تغذیه نمایند.
متأسفانه، حس اضطرار ما را گول میزند؛ تغذیه در اوایل اوت ممکن است ضروری به نظر نرسد، اما در اکتبر بسیار حیاتی است. اگر دیدگاه خود را تغییر دهید، موفقیت زمستانگذرانی شما بهتر خواهد شد و زنبورداری دوباره لذتبخش میشود. من در مریلند از اوایل مرداد تغذیه همه کلنیها را شروع میکنم. تقسیمات بهاری قطعاً قبل از زمستان به تغذیه نیاز دارند.
معمولاً تغذیهکنندههای داخلی را با شربت ۲:۱ پر میکنم، در حالی که موسیقی از در باز وانت پخش میشود — این روز کاری من است! دو تا سه روز بعد دوباره تغذیه میکنم. کلنیهای سالم شربت را خوب مصرف میکنند، اما کلنیهای مشکلدار معمولاً نه. اگر تغذیهکننده هنوز پر باشد، کنهها، بیماریهای لارو یا مشکل ملکه را چک میکنم. به همین دلیل تغذیه را زود شروع میکنم. پس از دو بار تغذیه، کمی مکث میکنم و وزن کلنیها را تست میکنم. بعضی کلنیها خوب هستند و برخی به تغذیه بیشتری نیاز دارند.

از همراهی شما سپاسگزاریم و امیدواریم مطالعه این مقاله برایتان سودمند بوده باشد. اگر در خصوص این مقاله تجربه یا نظر خاصی دارید لطفا جهت بهره برداری دیگران آنرا در قسمت دیدگاه ها به اشتراک بگذارید.
ترجمه این مقاله توسط مرکز تخصصی زنبورداری و پرورش ملکه ارجان صورت گرفته است.


دسترسی سریع به آخرین مقالات مرتبط :

