1531565-51654
گرده افشانی زنبور عسل بر روی گل ها
زمان مطالعه : 7 دقیقه
زنبورهای عسل، با وجود مغز کوچک خود، توانایی‌های شناختی پیشرفته‌ای در حافظه، یادگیری و حل مسئله از خود نشان می‌دهند که حتی از برخی مهره‌داران فراتر می‌رود. هوش زنبور عسل در این توانایی‌ها به‌خوبی نمایان است. آن‌ها همانند پستانداران نرخ تولیدمثل پایینی دارند، محیط پرورش حفاظت‌شده‌ای برای نوزادان ایجاد می‌کنند و ساختار اجتماعی پیچیده‌ای دارند. زنبورها قادرند جهت و کیفیت منابع غذایی را از طریق رقص واگل به دیگران منتقل کنند، مسیرهای مستقیم به منابع را بیاموزند و حتی مفاهیم صفر، جمع و تفریق را درک کنند. حس دقیق زمان‌بندی و توانایی سازگاری با شرایط جدید، مانند بی‌وزنی، از دیگر ویژگی‌های شگفت‌انگیز آن‌هاست. پژوهش‌ها نشان می‌دهد که زنبورها از حالات شبه‌احساسی برخوردارند و موجوداتی آگاه و دارای ادراک به شمار می‌روند.
آنچه در این مقاله خواهید خواند!
0 نفر این پست را پسندیدند
علامت گذاری مقاله

هوش زنبور عسل و توانایی فراتر از غریزه

Ross Conrad

هوش زنبور عسل

توسط : راس کانراد

مهره داران گروهی از موجودات هستند که از پیشرفته‌ترین جانداران روی زمین به شمار می‌روند. پستانداران که به طور کلی مغز بزرگ‌تری نسبت به سایر مهره داران دارند از پیشرفته‌ترین توانایی‌های شناختی برخوردارند و در بالاترین مرتبه مهره داران قرار می‌گیرند. هوش زبان و توانایی حل مسئله زمانی تنها به انسان‌ها نسبت داده می‌شد. از آنجا که ما خود پستاندار هستیم این ارزیابی احتمالاً تحت تأثیر نوعی جهت‌گیری رفتاری یا ادراکی صورت می‌گیرد زیرا دوست داریم خود را هوشمندترین موجودات سیاره زمین بدانیم. 

با وجود تفاوت‌های ظاهری بسیار زنبورهای عسل با مغز کوچک خود موجوداتی بسیار هوشمندند و شباهت‌های بیشتری به انسان‌ها دارند تا آنچه بسیاری از ما مایل به پذیرش آن هستیم. 

همانند همه پستانداران زنبورهای عسل نرخ تولید مثل پایینی دارند فرزندانشان در محیطی کنترل شده و حفاظت شده شبیه رحم (سلول‌های لاروی) رشد می‌کنند ماده‌ها از غدد ویژه در بدن خود ماده‌ای شیری مانند (ژل رویال) برای تغذیه نوزادان تولید می‌کنند ابر جاندار (کلنی) دمایی در حدود 34 تا 35 درجه سانتی‌گراد در ناحیه پرورش نوزادان حفظ می‌کند (که تفاوت چندانی با دمای طبیعی بدن انسان 37 درجه سانتی‌گراد ندارد) و بدنشان با موهایی پوشیده شده است که مشابه اکثر پستانداران است. افزون بر این مانند انسان‌ها زنبورهای عسل ساختار اجتماعی پیچیده‌ای دارند غذای خود را تولید می‌کنند زیستگاهی حفاظت شده برای زندگی می‌سازند و کنترل قابل توجهی بر محیط داخلی خانه‌هایشان اعمال می‌کنند. 

هوش زنبور عسل 

زنبورهای عسل با وجود داشتن مغزی بسیار کوچک از توانایی‌های شناختی پیشرفته‌ای در زمینه حافظه و یادگیری برخوردارند که حتی در مواردی از برخی مهره داران نیز فراتر می‌رود. توانایی‌های شناختی موجودات زنده را می‌توان به دسته‌های فزاینده‌ای تقسیم کرد:

  • حس کردن» که چندان فراتر از پاسخ ساده به محرک نیست
  • رفتار» که بیانگر امکان انتخاب یا پاسخ شرطی است مانند ارتباط دادن بوی خاص با یک پاداش غذایی
  • هوش» که ما را به حوزه حل مسئله و استدلال وارد می‌کند
  • هوشیاری» که آگاهی از خود و دیگران را دربرمی‌گیرد و شامل توانایی تجربه احساسات است چیزی که به عنوان شعور تعریف می‌شود.

شعور نوعی تعبیر ساده و پایه‌ای از هوشیاری محسوب می‌شود. افزون بر احساسات هوشیاری خلاقیت خودآگاهی و قصدیت (توانایی اندیشیدن درباره چیزی) را نیز شامل می‌شود. هوشیاری آستانه‌ای است که به طور سنتی تنها به انسان‌ها نسبت داده شده بود اما علم مدرن این دیدگاه را به چالش کشیده است. 

در آغاز تصور می‌شد که زنبورهای عسل در پایین‌ترین سطوح هرم هوش حشرات قرار دارند. موریس ماترلینک نوشته است: 

«سر جان لوبوک تمایل زیادی به انکار هرگونه توانایی تشخیص و تفکر در زنبورها دارد… او به عنوان مدرک آزمایشی را شرح می‌دهد که هرکس به راحتی می‌تواند آن را تکرار کند. شش مگس و شش زنبور را در یک بطری آب قرار دهید بطری را به صورت افقی بخوابانید و آن را بچرخانید تا ته بطری به سمت پنجره اتاق قرار گیرد. زنبورها ساعت‌ها تلاش می‌کنند از ته شیشه‌ای بطری راهی به بیرون پیدا کنند و سرانجام از خستگی و گرسنگی می‌میرند در حالی که مگس‌ها در کمتر از دو دقیقه از گردن بطری به سمت مقابل فرار می‌کنند.

سر جان لوبوک نتیجه می‌گیرد که مغز زنبور بسیار محدود است و مگس‌ها در حل این معضل و یافتن راه خروج توانمندترند… آنچه زنبورها را در آزمایش این دانشمند انگلیسی ناکام می‌گذارد عشقشان به نور و در واقع خود هوششان است. آن‌ها ظاهراً فرض می‌کنند که راه فرار از هر زندانی در سمت نور است بنابراین زنبور منطقی عمل می‌کند اما بیش از حد منطقی» (ماترلینک 1901). 

کارل فون فریش برنده جایزه نوبل دیدگاه رایج درباره هوش زنبور عسل را بازتاب داده و بر این باور است که رفتار آن‌ها عمدتاً ذاتی است. او می‌نویسد: «رفتار ذاتی یا همان غرایز آن‌ها را در مسیر زندگی هدایت می‌کند. غرایزی که طی هزاران سال آزموده شده و از طریق نسل‌های بی‌شمار به ارث رسیده‌اند تنها زمانی ناکام می‌مانند که ناگهان با وظایفی ناآشنا روبه‌رو شوند. آن‌ها به مغز بزرگی نیاز ندارند زیرا به چند وظیفه محدود اکتفا می‌کنند. آن‌ها برای شرایط عادی طراحی شده‌اند…» (منزل 2021). 

شاید غلاقمند باشید مقاله ” تاثیر کم خوابی زنبور عسل بر رفتار و سلامت کلنی ” را ملاحظه کنید 🌷

بنر 1 تبلیغات وبلاگ

مفاهیم پیشرفته و ارتباطات 

رفتار زنبورهای چراگر هنگام جستجوی غذا، پیچیدگی زنبورهای عسل را به‌ خوبی نمایان می‌کند. این زنبورها نه تنها گل‌ها را شناسایی می‌کنند بلکه قادرند میان گونه‌های مختلف گیاهان گل‌دار تمایز بگذارند. این توانایی با وفاداری آن‌ها به یک گونه خاص در هر سفر جمع‌آوری نمایان می‌شود. 

زنبورهای چراگر همچنین باید بیاموزند چگونه با گل‌های گوناگون و ساختارهای متفاوت آن‌ها کار کنند تا به شهد و گرده دسترسی پیدا کنند. پژوهش درباره این توانایی نخستین بار در دهه 1950 انجام شد و به رفتار زنبورها در گل‌های یونجه پرداخت (راینهارت 1952).

گل یونجه ساختاری تکامل‌یافته دارد که در آن اندام‌های جنسی تحت فشار قرار گرفته‌اند. با لمس آن‌ها فشار آزاد شده و این اندام‌ها ناگهان بیرون می‌جهند به سر زنبور برخورد می‌کنند و ابری کوچک از گرده در هوا آزاد می‌سازند. این مکانیسم برای زنبورهای عسل آزاردهنده است اما بر خلاف بسیاری از زنبورهای منفرد زنبورهای عسل به سرعت می‌آموزند چگونه بدون فعال کردن این سازوکار انفجاری به شهد گل دسترسی پیدا کنند. 

گرده‌افشان‌های بومی در عمل گرده‌افشانی یونجه مؤثرتر از زنبورهای عسل هستند زیرا برخلاف زنبورهای عسل از برخورد با بخش‌های حساس و تحت فشار گل اجتناب نمی‌کنند. برای افزایش کارایی جمع‌آوری زنبورها می‌توانند احتمال وجود شهد در یک گل را بر اساس سیگنال‌های شیمیایی به‌جامانده از زنبور قبلی به عنوان نشانه‌ای از «خالی بودن» گل ارزیابی کنند. جالب آنکه مدت زمان محو شدن این سیگنال شیمیایی تقریباً با مدت زمان پر شدن دوباره گل از شهد هم‌خوانی دارد. بدین ترتیب زنبورها با دریافت این پیام پیش از فرود زمان خود را مؤثرتر بر روی گل‌های پربار صرف می‌کنند. 

زنبورها همچنین ناگزیرند مکان دقیق گل را نسبت به کندوی خود در چشم‌انداز محیطی تشخیص داده و به خاطر بسپارند. بسیاری از زنبورداران با توانایی زنبورهای چراگر در انتقال اطلاعات تقریبی از جهت فاصله و کیفیت یک منبع غذایی به سایر هم‌کندوها از طریق «زبان رقص» آشنا هستند. با این حال هرچند این رفتار هوشمندانه است رقص واگل به معنای دقیق کلمه «زبان» محسوب نمی‌شود زیرا فاقد نمادهای چندگانه و ساختار ترکیبی گسترده است. این رقص نه دستور زبان دارد و نه کدی نمادین برای یادگیری در آن به کار می‌رود اما همچنان رفتاری فوق‌العاده پیچیده و کارآمد به شمار می‌آید. 

زنبورها برای بهینه‌سازی زمان و انرژی خود در جمع‌آوری غذا نیز فرایند یادگیری را طی می‌کنند. مطالعات با تغذیه‌کننده‌های آزمایشی نشان داده است که مدت زمان رفت‌وبرگشت میان کندو و منبع غذایی به‌تدریج کاهش یافته و به حداقل پایدار می‌رسد که نشان از توانایی آن‌ها در تشخیص و انتخاب مسیر مستقیم دارد. افزون بر این زنبورها معمولاً منابعی با بیشترین غلظت قند را ترجیح می‌دهند امری که بازده هر پرواز جمع‌آوری را افزایش می‌دهد. 

توانایی‌های شناختی زنبورعسل

زنبورها قادرند تفاوت رنگ‌ها و بوها را تشخیص دهند و حتی اشکال را یاد گرفته و به خاطر بسپارند مهارتی که نخستین گام برای درک زبان نوشتاری به شمار می‌رود. با این حال زنبورها در ریاضی عملکرد بهتری از زبان نشان می‌دهند. پژوهش‌ها نشان داده است که آن‌ها می‌توانند تا چهار شیء را بشمارند و از یکدیگر متمایز سازند.

برخی مطالعات دیگر نشان می‌دهد زنبورهای عسل مفهوم «صفر» را درک کرده و می‌توانند با دقتی در حدود 65 تا 70 درصد گروه کوچک‌تر از دو مجموعه اشیاء را تشخیص دهند. این میزان از نظر انسانی چندان بالا نیست اما به وضوح نشانه‌ای از درک عددی است. هاوارد و همکاران (2018) گزارش کرده‌اند: 

«یافته‌های ما نشان می‌دهد که زنبورهای عسل قادرند مفاهیم بزرگ‌تر و کوچک‌تر را بیاموزند و به کار گیرند محرک خالی را به عنوان عدد صفر تفسیر کنند و آن را در نسبت با سایر مقادیر عددی قرار دهند. آن‌ها در سطحی مشابه با نخستی‌های غیرانسانی عمل می‌کنند و می‌فهمند که صفر کمتر از یک است.» 

علاوه بر این توانایی جمع و تفریق نیز در زنبورها مشاهده شده است. هرچند نمادهای ریاضی برای آن‌ها بیش از حد انتزاعی است اما پژوهشگران با استفاده از رنگ‌ها و اشکال توانسته‌اند این مفاهیم را به آن‌ها بیاموزند. در یک آزمایش زنبورها پس از مشاهده شکلی اولیه در برابر دو تصویر با تعداد متفاوتی از اشکال قرار گرفتند. اگر باید عمل جمع انجام می‌شد همه اشکال تصویر صحیح آبی بودند و در صورت نیاز به تفریق اشکال زرد بودند. به طور شگفت‌انگیزی زنبورها در اغلب موارد پاسخ درست را انتخاب کردند.

حس زمان و برنامه ریزی 

مطالعات متعدد نشان داده‌اند که زنبورها از حس زمان شگفت‌انگیزی برخوردارند. هنگامی که ایستگاه‌های تغذیه مصنوعی در ساعات مشخصی از روز فعال می‌شوند زنبورها ظرف یک یا دو روز خود را با این زمان‌بندی هماهنگ می‌کنند. حتی مشاهده شده است که زنبورها می‌توانند در پنج زمان معین و در چهار مکان متفاوت حضور یابند.

این ویژگی با الگوی تولید شهد در گیاهان نیز هماهنگ است. برای نمونه گندم سیاه تنها در ساعات اولیه صبح شهد تولید می‌کند و در همین زمان شلوغ از زنبورها و گرده‌افشان‌هاست اما در بعدازظهر به طور کامل خالی از حضور آن‌ها می‌شود. 

سازگاری در شرایط جدید 

یکی از شواهد برجسته توانایی یادگیری زنبورهای عسل گزارش‌های پروازهای شاتل فضایی است. در شرایط بی‌وزنی که هیچ تجربه‌ای از آن نداشتند زنبورها توانستند به سرعت سازگار شوند. در روزهای نخست برخی با دیواره محفظه برخورد می‌کردند اما تنها پس از چهار روز رفتارشان تغییر کرد و بدون مشکل پرواز کردند. تحقیقات نشان می دهد «زنبورها به خوبی با شرایط بی‌وزنی سازگار شدند دیگر به سمت بالای جعبه پرواز نمی‌کنند و بسیاری به طور طبیعی از نقطه‌ای به نقطه دیگر حرکت می‌کنند» (پوسکه‌ویچ 1989). 

بهبود حافظه و یادگیری 

حدود یک قرن پیش رودلف اشتاینر بنیان‌گذار کشاورزی بیودینامیک به زنبورداران توصیه کرد بخشی از آب مورد استفاده در تهیه شربت قندی تغذیه را با چای تهیه‌شده از گیاهان مانند بابونه یا آویشن جایگزین کنند. پژوهش‌های جدید نشان داده‌اند که کافئین و پلی‌فنول‌های موجود در چای می‌توانند حافظه زنبور عسل را به طور قابل توجهی تقویت کنند. با این حال چای‌های کافئین‌دار نسبت به انواع گیاهی فاقد کافئین مؤثرتر هستند زیرا کافئین بر خلاف پلی‌فنول‌ها توانایی یادگیری زنبور را اندکی افزایش می‌دهد. 

آیا زنبورها موجوداتی آگاه هستند؟ 

لارس چیتکا نویسنده کتاب ذهن زنبور استدلال می‌کند که زنبورها از سطحی از آگاهی و حالات شبه‌احساسی برخوردارند. او برای اثبات این موضوع به آزمایشی اشاره می‌کند که در آن زنبورهایی هنگام فرود بر گل با شبیه‌سازی حمله یک عنکبوت خرچنگی مواجه شدند. این تجربه باعث شد زنبورها رفتاری محتاط و مضطرب نشان دهند و در فرود بر گل‌های بعدی تردید کنند. این حالت برای چند روز ادامه یافت و حتی به واکنش‌هایی شبیه «اختلال استرس پس از سانحه» انجامید به گونه‌ای که زنبورها گل‌های سالم و بدون تهدید را نیز نادیده می‌گرفتند. 

در مقابل زمانی که زنبورها پیش از رویارویی با گلی که احتمالاً ارزش فرود نداشت پاداشی دریافت می‌کردند این پاداش حالتی مثبت در آن‌ها ایجاد می‌کرد. در نتیجه زنبورها با تردید کمتری گل‌های مشکوک یا نامطمئن را می‌پذیرفتند. 

مجموع این شواهد نشان می‌دهد که زنبورها نه تنها توانایی‌های شناختی پیچیده دارند بلکه از نوعی حالات ذهنی و واکنش‌های شبیه به احساسات نیز برخوردارند. این نکته برای ما زنبورداران شگفت‌انگیز و درخور توجه است زیرا نشان می‌دهد کلنی‌هایی که مدیریت می‌کنیم فراتر از موجوداتی صرفاً غریزی عمل می‌کنند. 

165465465484-156546546541

از همراهی شما سپاسگزاریم و امیدواریم مطالعه این مقاله برایتان سودمند بوده باشد. اگر در خصوص این مقاله تجربه یا نظر خاصی دارید لطفا جهت بهره برداری دیگران آنرا در قسمت دیدگاه ها به اشتراک بگذارید.

برای دیدن مقاله اصلی اینجا کلیک کنید

ترجمه این مقاله توسط مرکز تخصصی زنبورداری و پرورش ملکه ارجان صورت گرفته است.

مطالعه کامل مقاله
برچسب ها

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سبد خرید
پیمایش به بالا
از همراهی شما بسیار سپاسگزاریم

لطفا خطاهای علمی و نگارشی مقاله مطالعه شده خود را به ما اطلاع دهید تا در صورت تایید بررسی،اصلاح و بروزرسانی گردد،به جهت تسهیل تنها عنوان و توضیحات گزارش ضروری می باشد.

هیچ داده‌ای یافت نشد